عوض زارع

سلام من حسین زارع ازشماسروران گرامی خواهشمندم اسم شهید عوض زارع ساکن روستای کمجان که درسال ۱۳۶۷ در مریوان به شهادت رسید وجسد نورانیش بعد ۱۳ سال چشم انتظاری به دیار خود بازگشت وبه خاک سپرده شد من هرچه جستجو کردم نشانی از آن عزیز ندیدم لطفا اسم این شهید ازخودگذشته رادراین لیست قراردهید باتشکر..

بسم رب الشهداء و الصدقین

 

 

شهید : عوض زارع

فرزند :کاکاجان 

عضو : سرباز

تاریخ تولد : ۱۳۴۵

محل تولد :روستای کمجان

تاریخ شهادت :۱/۱۳۶۷

محل شهادت  : مریوان

عملیات : بیت المقدس ۵

محل دفن : گلزار شهدای روستای کمجان

 

 

شهید عوض زارع در خانواده ای مذ هبی چشم به جهان گشود و پس از سپری نمودن ایام طفولیت و کودکی تحصیلات ابتدایی خود را در روستایش (زاد گاهش) شروع کرد . پس از گذراندن مقطع ابتدایی جهت ادامه تحصیل به مرودشت رفت ، اما پس از مدتی از شروع سال تحصیلی وارد بسیج شد که طی دو مرحله به مدت هفت ماه در منطقه خوزستان داوطلبانه به خدمت مشغول شد ، پس به زاد گاهش برگشت و به کار کشاورزی و دامداری مشغول شد تا اینکه جهت انجام خدمت مقدس سربازی راهی جبهه شد و پس از ۲۶ ماه خدمت صادقانه در اواخر دوران خدمتش در عملیات بیت المقدس (۵) به خیل عاشقان ثارالله پیوست و به شهادت رسید و پیکر خونینش پس از یازده سال چشم انتظاری خانواده در تیر ماه ۱۳۷۸ شناسایی و در تاریخ ۳/۴/۱۳۷۸ در جوار دیگر شهدای روستای کمجان به خاک سپرده شد .

شهید عوض زارع از جمله افرادی بود که به ندرت می توان نظیر او را در روستا پیدا کرد ، از نظر اخلاقی ، بسیار خوش اخلاق و مهربان بود به کوچک و بزرگ احترام می گذاشت و با پدر و مادر با نهایت مهربانی و ادب برخورد می کرد ، با اهالی روستا در کمال معرفت معاشرت می نمود . ابشان نماز اول وقت را هیچ وقت فراموش نمی کرد ، راست کردار و راست گفتار بود ، ظاهر و باطنش یکی و آن هم حقیقت طلب و حقیقت جو بود و خانواده روستاییان را نیز به این مهم و پیروی از ولایت فقیه و حمایت از رهبری توصیه می کرد . شهید عوض زارع جنگ تحصیلی را جنگ بین اسلام و کفر می دانست و از مردم می خواست که جبهه ها را خالی نگذارند . ایشان همیشه تاکید می کرد که ما شهادت را از سید الشهدا (ع) به ارث برده ایم و این ارث بزرگ را نباید از دست بدهیم ، ما با شهادت سر افراز می شویم .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد

پیام خانواده شهید :

وظیفه مردم در قبال شهیدان این است که همواره پاسدار خون شهدا باشند و هیچ وقت از یاد آنها غافل نگردند و راه آن ها را ادامه دهند . با پیروی از ولایت فقیه و امام راحل (ره) و توجه به وصایا و سفارشات شهدا در حفظ این انقلاب که با خون آن عزیزان بدست آمده تلاش نمایند .

والسلام

از طرف خانواده و همرزم شهید ولی زارع ـ ۱۰/۵/۱۳۸۰

      

 

 

 

بسم رب الشهداء و الصدقین

 

 

شهید : ذبیح اله زارعی

فرزند : نعمت اله

عضو : سرباز وظیفه

تاریخ تولد : ۴/۷/۱۳۳۹

محل تولد : روستای گرمنجان

تاریخ شهادت : ۷/۶/۱۳۶۲

محل شهادت : بیمارستان شهید فقیهی شیراز

عملیّات : والفجر مقدماتی

محل دفن : گلزار شهدای روستای گرمنجان

 

 

آنان که ایمان آورده اند و از وطن هجرت گزیدند و در راه خدا به مال و جان جهاد کرده اند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان دو عالم هستند .

سوره توبه آیه ۲۰

« السلام علیک یا ثارالله »

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است

به جلادت بکشم درد که درمان هم از اوست

 

آنگاه که کوه ارض جام ظلم پوشد ، دوست بر بلندای عرش بر آن نوش گوید که ز سر جام پر خروش جوید و بر بنده ای نظر کند . آنکه آهنگ سفر کند و آنگاه که پهنه ی زمین از صلابت بوی باروت تلخ گردید بر پای آن خار کوبد که اطاعت راه گوید و زدل ثنا گوید . بند اسارت زمین را ، باید که خون برید و تاریخ سعادت انسان را با خون گزید .

ذبیح اله به حقیقت نامش پیوست چون بر اسارت تن دل نیست که به عشقی مرد شاید آنکه زروی عشق مرد خواهر ، چون دل داد ، دلدار خواهد و دلدار طاقت جور راه باید . پس جماعتی که عشق جوید ، باید خطر تلاطم موج پوید اگر یافتنش معراج شاید وگرنه ، اسفل السافلین باید که زشتی زمین ، خون شوید و خون تاریخ گوید . چه خون از عالم درون است نه دنیای بیرون .

 

هر که شد معتکف پرده غیب در حرم خویش نماند

و آنکه سوزد ز غم هجر ، زمین جای نماند

هر که گردید زخود دور ، دلش عشق بخواند

وآنکه خواند دل او عشق به خود هیچ نماند

بازیابد سخن سخن عشق و از خود بی خود ماند

آنکه جنگید به میدان و از خود دور بماند

گر برون آید و بر اصل خود اندیشه کند

دوست می یابد و از وصل دلش دور نماند

 

شهید ذبیح اله زارعی در تاریخ ۴/۷/۱۳۳۹ در روستای گرمنجان پا به عرصه وجود داشت . دو ساله بود که پدر خود را از دست داد . نگهداری و سرپرستی ایشان پس از فوت پدر بر عهده مادر دلسوز و مهربانش بود . دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی خود را در روستای محل تولدش گذراند . به خاطر نبودن امکانات ادامه تحصیل در روستا ، مجبور به ترک تحصیل شد . دوران نوجوانی و جوانی خود را با انجام کار کشاورزی در روستا گذراند . در سال ۱۳۵۷ ازدواج نمود که ثمره ازدواج ایشان سه فرزند (سه دختر) می باشد . در سال ۱۳۶۱ به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید. دوران آموزشی نظامی را در لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهداء تهران گذراند . پس از پایان دوره آموزشی به منطقه عملیاتی دهلران اعزام گردید و در آنجا مجروح شد و به بیمارستان ۵۷۶ شیراز و بعد از مدتی به بیمارستان شهید فقیهی شیراز منتقل شد . اما خدا برای او مقامی بالاتر از جانبازی در نظر گرفت و ذبیح اله از همان بیمارستان به سوی معبودش شتافت و شربت شهادت را نوشید .

 

 

خصوصیات شهید :

شهید ذبیح اله از همان کودکی فردی کنجکاو بود و قدرت عجیبی در مرکزیت دادن به محیط اطراف هم سالان خود بود . در انتخاب دوست و صداقت آن ها خیلی حساسیت نشان می داد و همیشه آن ها را دعوت به قبول مسوولیت می نمود . در مهربانی کردن به دیگران و انجام صله رحم پیشتاز بود .

شهید همیشه لبیک به فرمان امام خمینی (ره) را وظیفه خود می دانست و دیگران را نیز به این امر و پشتیبانی از فرامین امام تشویق و ترغیب می کرد . جبهه را مکانی مقدس برای ادای دین به اسلام و انقلاب و شهادت را آرزوی دیرینه قلبی خود می دانست . ما خانواده شهدا نیز وظیفه خود می دانیم که در حفظ ارزش های اسلام و انقلاب که با رشادت و پایمردی شهدای انقلاب به دست آمده تلاش و کوشش نماییم . از مردم و مسوولین نیز می خواهیم که پیام شهدا را فراموش نکرده تا دشمنان اسلام و انقلاب در نقشه های شیطانی خود مایوس و ناامبد گردند

از طرف خانواده و برادر شهید نوازاله گرمنجانی

۲۰/۶/۱۳۷۸

و چنین است وصیت نامه شهید بزرگوار ذبیح اله زارعی :

باسمه تعالی

سلام بر سرور و سالار شهیدان حسین ابن علی و سلام بر امام زمان (ع) و نایب بر حقش امام خمینی که با شهامت و پایمردی اسلام را دوباره زنده کردند و سلام بر شهدای کربلای حسینی ایران و سلام بر شهدای کربلای حسینی ایران و سلام بر روحانیت از جان گذذشته ایران .

ای مادر مهربان لازم گردید که چند کلمه حضور محترم شما را بنویسم ، چون که دیشب خوابی دیدم که باید وصیت کنم ، پشیمانم که چرا زودتر به جبهه نیامده ام . ناراحت هستم که چرا دیر لبیک به امام عزیزم گفتم و از شما می خواهم گوش به فرمان امام بزرگوارمان باشید و از زنم می خواهم گریه نکند و تا می تاند راه حضرت زینب (ع) را برود و دخترانم را چون زینب بزرگ کند و از برادرانم می خواهم که امام را تنها نگذارند و با تلاش در کار کشاورزی مشت محکمی به دهان آمریکا و منافقین بزنند و اگر خداوند ما را به آرزوی خود که شهادت در راه اوس موفق گردانید مرا به زادگاهم ببرید و در کنار برادران به خاک بسپارید .

با آرزوی پیروزی رزمندگان اسلام

والسلام

ذبیح اله زارعی