جمشید رزمجو

بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : جمشید رزمجو

فرزند : کاکاجان

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۷/۸/۴۶

محل تولد : روستای سلامت اباد

تاریخ شهادت : ۱/۵/۶۲

محل شهادت : حاج عمران

عملیّات :والفجر ۲

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده ابراهیم (ع) سلطان آباد

زندگی نامه شهید رزمجو از زبان خودشان:

بنده حقیر در سال ۱۳۴۶ در روستای سلامت ‌‌آباد کربال به دنیا آمدم . دوران کودکی را در کنار پدرم با فقر و ناراحتی می گذراندم. و در همان کودکی در کنار مزرعه به کارهای سبک می پرداختم ، پدرم دچار مریضی سختی شد که هر چه داشتیم خرج بیماری او در بیمارستانها نمودیم . در آنروزها به پدرم و به ما خیلی سخت می گذشت . . . در موقع برداشت گندم درو می کرد و من هم خوشه چینی می کردم خلاصه زندگی با فقر می گذشت . در سن ۶ سالگی به مدرسه رفتم . خیلی علاقه به درس داشتم ، دوران ابتدایی پشت سر نهادم و به دوره راهنمایی راه یافتم ، مدرسه راهنمایی در روستا نبود  به ناچار به خرامه رفتم . مگر می شد کسی مزه تلخ بی سوادی را چشیده باشد و فقر و مشکلات را دریافت کرده باشد ، درس را رها کند ، مشکلاتی که سر راهم بود نداشتن مسکن و وسیله نقلیه که بتوانم به روستا باز گردم. . .

ادامه زندگی نامه توسط خانواده شهید:

شهید عزیز جمشید رزمجو با مشکلات فراوان توانست تا سال اول دبیرستان درس بخواند . در همین زمان جرقه های انقلاب اسلامی با دوستان و آشنایان به افشاء جنایات رژیم منحوس پهلوی می پرداخت و در تظاهرات ها و راهپیمایی ها شرکت می کرد . با اوج گیری انقلاب عضو انجمن اسلامی روستا شد ودر آن به برنامه های تبلیغاتی و امر به معروف و نهی ار منکر پرداخت و همچنین به عضویت گروه مقاومت روستا در آمد . با شروع جنگ قلب تپنده او همانند بسیاری از همسن و سالان او آرام نگرفت و همیشه در فکر این بود که در جبهه باشد تا بتواند بیشتر خدمت کند . او می گفت با رفتن من به جبهه می شود خود سازی را شروع کرد . بالاخره در ۲۲ رمضان سال ۶۲ به همراه تعدادی از دوستان هم محلی اش عازم جبهه غرب شد و در پیرانشهر به خدمت مشغول شد . در نامه هایی که از آنجا می فرستاد پدر و مادر خود را به صبر و شکیبایی سفارش می کرد و در قسمتی از نامه اش چنین می نویسد : پدر و مادر اگر در نبودن من مشکلاتی برای شما پیش آمد به خاطر رضای خدا تحمل کنید تا جز بندگان صابر خدا باشید . در جبهه کسانی هستند که شب تا صبح با خدا راز و نیاز می کنند و خدا را صدا می زنند و آنگونه افراد سعادت شهید شدن را پیدا می کنند . همانطور که خداوند ما را در راه اسلام انتخاب کرد ، اگر هم برای شهادت پذیرفت گریه نکنید چونکه شهید نمی میرد و زنده است و اما همگان این واقعیت را در نمی یابند.

در رساندن پیام خون شهدا کوتاهی نکنید و غمگین نباشید که منافقین خوشحال می شوند و باز هم از خدا مسئلت می جویم که در راه او به خوبی بجنگم و کشته شوم و بتوانم در حین جان دادن جمله علی (ع) را که فرمود : فزت و رب الکعبه را بر زبان جاری کنم که شهادت بزرگترین آرزوی من است.

او عاشق شهادت بود  و سر انجام در عملیات والفجر ۲ در تاریخ ۱/۵/۶۲ شربت شیرین شهادت را نوشید و به خدای خود پیوست.

شهید رزمجو دارای اخلاقی اسلامی و مذهبی بود ، جوانی پاکدل ، با ایمان و با تقوی که در روستا او را به نیکی یاد می کنند او از نظر اخلاقی و مکتبی معلمی برای خانواده خود بود . او علاقه زیادی به قرآن داشت . در جلسات دعای کمیل و توسل شرکت می کرد . به امام خمینی علاقه زیادی داشت و می گفت : ما از اول عمر تا به حال مرده ای بودیم ، متحرک و اکنون زنده شده ایم و آن هم از اسلام و امام داریم که باید قدر آن را بدانیم.

روحش شاد و یادش گرامی باد

بر گرفته از پرونده شهید در بنیاد شهید خرامه