بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : نصرت اله کرمزاده

فرزند :محمد ابراهیم

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۴۳

محل تولد : روستای سجل آباد

تاریخ شهادت : ۴/۳/۶۱

محل شهادت : خرمشهر

عملیّات :

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده عقیل شهید آباد

شهادت قله سعادتی است که راه رسیدن به آن، گذشتن از تمام هستی خود است و آنانی به این قله می رسند که در انتظار دادن جان لحظه شماری می کنند.

شهید نصرت اله کرمزاده در خانواده ای فقیر به دنیا آمد، پدر و مادرش با کار در مزرعه او را بزرگ کردند۷ سالگی به مدرسه رفت اما به علت فقر خانواده در ابتدایی ترک تحصیل کرد و مانند دیگر برادرانش به کشاورزی پرداخت و پس از مدتی به شیراز رفت و مدتی را در نانوایی مشغول بود و بعد از آن به یک قنادی رفت و به کار مشغول شد ، با اوج گرفتن نهضتهای مردمی بر ضد رژیم ، نصرت اله نیز همانند دیگر اقشار مردم در راهپیماییها و تظاهراتها شرکت می کرد و عملاًعلاقه خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی نشان می داد . بعد از پیروزی انقلاب ، در فروردین سال ۵۸ به خرامه آمد و در کنار فعالیتهای مذهبی خود به شغل قنادی پرداخت ، در اسفند ماه سال ۵۹ دختری از یک خانواده مذهبی و مستضعف را به عقد خود در آورد. . . با شروع جنگ تحمیلی روح او آرام و قرار نداشت ، سرانجام تصمیم رفتن به جبهه می گیرد ولی با مخالفت پدر و مادرش مواجه می شود ، علی رغم همه مخالفتها در تاریخ ۱۵/۱/۶۱ جهت اعزام به جبهه خونین شهر اعزام می شود و در فتح بزرگ خرمشهر شرکت می کند تا اینکه در تاریخ ۴/۳/۶۱ نصرت اله به نصرت الهی دست می یابد و به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت نائل می آید.

رفتار و اخلاقش زبانزد همه بود ،اخلاقی نیکو و پسندیده داشت ، درکارهای خیر همیشه پیش قدم بود ، رفتاری علی وار و حسین گونه داشت ، به مردم در کارهایشان کمک می کرد و شریک غم و شادی دیگر برادران مذهبی خود بود. به مستضعفان کمک می کرد اگر یتیمی را می دید دست نوازش به سرش می کشید، برخوری مودبانه با بزرگان و خردسالان داشت ، هیچ وقت تکبر و خودخواهی به خود راه نمی داد . به نماز و روزه اهمیت زیادی می داد و عبادتهایش را از روی آگاهی و شناخت اسلام انجام می داد . به قرآن خواندن علاقه زیادی داشت و در کلاسهای قرآن شرکت می کرد ، به امام عشق می ورزید و او را بسیار دوست داشت.

روحش شاد و یادش گرامی باد

برگرفته از پرونده شهید در بنیاد شهید خرامه

و چنین است وصیت نامه گرانبهایش:

بسم الله الرحمن الرحیم

. . . ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.

امام خمینی

انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با قدرت لایزال الهی و همت دلیرانه حزب الله می رود تا پرچم پر افتخارلااله الا الله و محمد رسول الله را در تمام جهان به اهتزاز در آورد و پرچم کفر را سرنگون سازد. در تحقق این هدف جانها باید فدا شود ، خونها باید ریخته شود ، کودکان یتیم و پدران بی پسر و مادران داغدیده گردند . چرا که اسلام عزیز است و والا و چیزی بهتر از آن نیست و جا دارد که در راه این اسلام عزیز حسینی ها ، اکبریها ، عباسیها ،شهید بهشتی ها و دستغیب ها فدا گردندکه این دین و مکتب پایدار بماند که این گفته حسین (ع) است که اگر دین محمد پایدار نمی ماند جز با کشتن من ،پس ای شمشیرها فرود آیید بر فرق ما ، و شعار رزمندگان و این حقیر این است که اگر شهادت ما باعث پیروزی اسلام و نابودی صدامیان می گردد پس ای گلوله ها و ای خمپاره های صدام فرود آیید بر فرق ما .

وصیتی که دارم این است که ملت غیور همچنان با رهبری امام امت و رهنمودهای او حرکت کرده و در مقابل دشمن استوار ایستاده و مقابله نمائید و از پدر و مادر عزیزم می خواهم که مرا حلال کنند . از اینکه مرا در راه اسلام قربانی کرده اند افتخار کنند و زیاد ناراحت نباشند و گریه نکنند که قلب دشمن خوشحال شود ، چرا که من امانت خدا در نزد آنها بودم و آنها امانت دار خداوند بودند و پس از شهادت من سجده شکر بجای آورند و دعا کنند که خداوند این هدیه ناقابل را از آنان بپذیرد.

. . . از شما می خواهم که سر نماز همیشه برای امام عزیز دعا کنید ، فرج امام زمان را فراموش نکنید و امیدوارم که فرزندان خود را طوری پرورش دهید که بتوانند و خود نیز بخواهند که به عنوان هدیه به اسلام داده شوند و امیدوارم که همیشه موفق باشید. و در پایان از پدر و مادر و خواهر و برادرانم و همه فامیل تقاضا می کنم که همانطور که گفتم در شهادت من زاری نکنند زیرا این شهادت است که عروسی من را نمایان می کند و این عروسی است که باعث خوشحالی می شود پس شهادت من عروسی من و عروسی من شادی شماست . بنابراین جایی برای گریه نمی باشد . در ضمن هرگز مرا ناکام به زبان نیاورید زیرا کام من شهادت بود که به آن رسیدم.

به تاریخ روز چهارشنبه۲۲/۲/۶۱ در جبهه رقابیه – فکه

نصرت اله کرمزاده