بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : محمد علی زارعی

فرزند : حسین

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۴۴

محل تولد : روستای بنجیر

تاریخ شهادت : ۱/۵/۶۲

محل شهادت : حاج عمران

عملیّات :والفجر ۲

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده صالح (ع) حسن آباد

آری به زندگی نامه های شهیدانمان بنگریم و ببینیم که آنها چه هدفی داشتند و چه راهی را انتخاب کردند و ما که مسئول خونهای اینان هستیم چه وظایفی بر دوشمان است ، زندگی نامه های اینان را اگر با زندگی خود مقایسه کنیم در می یابیم که چقدر تفاوت دارد . ما در عالم مادی و رویا زندگی می کنیم و آنها از بالاترین درجات معنوی برخوردارند.

شهید محمد علی در خانه ای فقیر و مذهبی بدنیا آمد . چهل روز داشت که پدرش دنیا را وداع گفت و سرپرستی خانواده از آن پس به عهده مادرش بود. مادرش با آنکه چیزی نداشت و با خوشه چینی و کارگری امرار معاش می کرد محمد علی را در سن شش سالگی روانه مدرسه کرد . محمد علی دوره ابتدایی را در روستای بنجیر با موفقیت طی نمود و جهت ادامه تحصیل روانه خرامه شد . از این مرحله بود که سختی ها و رنج ها به سراغش آمد . او با آنکه با کمبودهای زندگی از نظر غذا و لباس و وسیله استراحت رو برو بود درسش را بخوبی می خواند در طول سه سال راهنمایی با بهترین نمره قبول شد و از همین مرحله زندگی وی وارد مسائل سیاسی شد و با جنایات رژیم پهلوی آشنا گردید و با مطالعه کتب مذهبی راه خود را انتخاب کرد و در روستا و در خرامه از پیشتازان حرکت علنی و تظاهرات بود . و اطلاعات لازم را به مردم و دوستان می رساند. بعد از اتمام دوره راهنمایی وارد دبیرستان شبانه روزی تازه تاسیس شهید مطهری آب باریک شد . سال اول دبیرستان را در آب باریک با موفقیت پشت سر نهاد سال دوم را تا اوایل دی ماه خواند و برای اولین بار در تاریخ ۳/۸/۶۰ برای رفتن به جبهه ثبت نام کرد و به جبهه رفت . دو ماه در جبهه ماند و به خانه باز گشت دومین بار برای شرکت در حمله بیت المقدس در تاریخ ۲۲/۱/۶۱ به جبهه رفت و از جمله کسانی بود که در آزاد سازی تپه ۱۸۲ نقش داشت و به خانه باز گشت . و متاسفانه امتحاناتش به عقب افتاد . بار سوم در تابستان ۱۳۶۱ به جبهه رفت و مدتی به خدمت پرداخت و در تاریخ ۱/۸/۶۱ به خانه باز گشت و تصمیم گرفت که درسهایش را ادامه دهد اما روح نا آرام او مانعش شد تا اینکه برای چهارمین بار در تاریخ ۱۷/۱۲/۶۱ به جبهه اعزام شد و در حمله والفجر ۱ شرکت کرد و در تاریخ ۲۰/۴/۶۲ در آخرین روز ماه مبارک رمضان به همراه شهید ماشاء اله زارعی برای آخرین بار با خانواده خداحافظی کرد و به سوی سرنوشت شتافت و درحمله والفجر ۲ در حاجی عمران شرکت کرد و در منطقه عملیاتی پیرانشهر در تاریخ ۱/۵/۶۲ به وصال محبوبش رسید .

خصوصیات اخلاقی شهید :

فردی با اخلاق و مهربان بود و کودکان را نوازش می کرد . با آنها به گرمی برخورد می نمود . احترام مادر و خواهرانش و برادرانش را در بالاترین حد به جای می آورد. در روستا فعالیت مذهبی زیادی داشت . به برگزاری دعای کمیل و دعای توسل می پرداخت و دوستان را به مطالعه تشویق می کرد. در زمینه کارهای هنری فعالیت داشت او اولین کسی بود که مسئله خیانت بنی صدر را در روستا مطرح کرد.

روحش شاد

و اینک فرازی چند از وصیت نامه شهید :

بسم الله الرحمن الرحیم

. . . کشته بشویم تکلیف را عمل کرده ایم بکشیم هم تکلیف راعمل کرده ایم. (امام خمینی)

با درود و سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با درود و سلام به روان پاک شهدا ء اسلام از حمزه شهید عموی پیامبر (ص) تا حمزه انقلاب خونبار ایران شهید بهشتی .

بارپروردگارا بنده که نه مالی دارم و نه چیزی دارم که در راه تو فدا کنم . تنها چیزی که دارم جانم است که از تو می خواهم ازمن قبول کنی تا جانم فدای راهت کنم هر چند که در این را جان هم ارزشی به درگاه تو ندارد . از این رو عازم جبهه ، این دانشگاهی که معلم آن یکی از اولیائت است می شوم به امید آنکه در کنکور این دانشگاه قبول شوم و این بنده حقیر را بپذیری . بارخدایا اکنون که عازم جبهه هستم نمی دانم آیا وجه تو نصیبم می شود یعنی اینکه نظرم به وجه تو می افتد یا اینکه نا امیدم می کنی ، بارالها این چهارمین وصیت نامه ام است که می نویسم اما چه کنم که گناهانم نگذاشت که در دفعات قبل به دیدار دوستانی بروم که آنها را از بس که از خوف تو گریه کرده بودند چشمهایشان نابینا شده بود و شکمهایشان چنان شده بود که به پشتشان چسبیده بود یعنی اینکه برای زندگی ، برای تو روزه گرفته بودند . اما چه کنم که من  نه تنها کاری نکرده ام بلکه گناهان فراوانی هم کرده ام به این امید که با این قدم که بر می دارم مرا بیامرزی.

ای وای چقدر دلم تنگ شده برای آنها ، چه عزیزانی بودند آیا می شود که با آنها محشور شوم . خداوندا حجاب هایی که باعث این شده که بین این بنده حقیر با تو دوری افتاده از میان بردار تا اینکه این فراق از بین برود . خداوندا بزرگترین حجابی که بین من و تو است همین خود من است . همین هواهای نفسانی من است خداوندا مرا چنان کن که از خود ببرم و به تو بپیوندم . خداوندا به وحدانیتت قسم یاد می کنم اینکار که شروع کردم فقط برای رضای تو هست .

. . . ای امت خروشان حزب الله چند سفارش دارم که بطور خلاصه بیان می کنم :

۱-امام را تنها نگذارید.

۲- جنگ را فراموش نکنید .

۳- سلاح اصلی خود را زمین نگذارید.یعنی دعاها را فراموش نکنید.

۴-دشمن داخلی همیشه در حال توطئه است و این هم در زیر ماسک کمک به روستائیان است و الله که دشمن خارجی هیچ خطری ندارد ، هر خطری که باشد از طرف همین منافقین داخلی است.

۵-ای برادران کشاورز به جان امام که جبهه شما مهم تر از تمام جبهه ها است . شما باید این جبهه ها را تقویت کنید.

و ای مادرم از تو خواهش می کنم که مرا عفو کنی و حلالم کنی . . . تو باید شاد و خندان باشی که توانسته ای امانت خدا را به خوبی پس دهی و در نزد زهرای مرضیه رو سفید باشی و بدان که شهادت عروسی من است و سفیر گلوله ها او را به عقد من در می آورد .

ای برادان عزیزم : راهم را ادامه دهید و نگذارید که سلاحم به روی خاک بماند و امید است که نماز را فراموش نکنید و در کارهای خیر پیش قدم باشید و شما هم مرا ببخشید و مسجد ها را غریب نگذارید.

و ای خواهرانم : حجاب شما کوبنده تر از خون من است ، پس شما حجاب زینبی داشته باشید و شما تنها با حجابتان می توانید پیام خون من و دیگر برادران را به تمام زنان جهان برسانید چون استعمار اولین قدمی که بر می دارد . برای زیر سلطه در آوردن کشورهای جهان سوم از راه فرهنگ غلطی است که به این کشورها تحمیل می کند.

دیدار روز محشر- خدا حافظ امام و شما باد

محمد علی زارعی