بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : قربان سلطانی

فرزند : عوض

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۴۹

محل تولد : روستای خیر آباد

تاریخ شهادت : ۱۴/۲/۱۳۶۳

محل شهادت : جزیره مجنون

عملیّات : بدر

محل دفن : گلزار شهدای روستای خیرآباد

و کاروان شهادت همچنان به پیش می رود و کاروانیان هم در حرکتند و خوبانی را که لیاقت همراهی داشته باشند با خود همراه می کنند و او را جاودانه عصرها و نسلها می سازند و شهید قربان سلطانی همراه کاروان شهادت ، به سوی ابدیت پرواز کرد و دین خود را با ریختن خون خود در نوجوانی ادا کرد و ما را نسبت به وظایفمان مسئولتر کرد .

شهید قربان سلطانی پس از طی دوران کودکی در زیر سایه مهربان و صمیمی پدر و مادر وارد اجتماع بزرگتر مدرسه شد و تحصیلات خود را تا سال دوم راهنمایی به پایان رساندند و بعد از مدتی کار در مزرعه کشاورزی و یاری رساندن پدر در امرکشاورزی در سن ۱۵ سالگی به جبهه اعزام شدند که جهت خدمت به جزیره مجنون رفتند و در عملیات بدر شرکت کردند و در این عملیات در تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۶۴ مفقود شدند که پس از سالها چشم انتظاری خانواده پیکر مطهرشان در شهریور ماه سال ۱۳۷۹ پیدا شد و در تاریخ ۳/۶/۱۳۷۹ در جوار برادران شهیدش ، رمضان و منوچهر سلطانی به خاک سپرده شد .

خصوصیات شهید قربان سلطانی :

قربان احترام پدر و مادر در خود نگه می داشت و مهربان و خوش اخلاق بود با خواهر ها و برادرهای خود با مهربانی رفتار می کرد . بسیار متدین و مومن بودند ، نماز را سر وقت برپا می کردند و روزه را کامل می گرفتند ، همیشه برای خواندن دعای کمیل و دعای توسل به مسجد می رفتند .

به حجاب اهمیت زیادی می دادند و خواهران خود را به رعایت آن توصیه می کردند و نیز آنها را به نماز و روزه تشویق و ترغیب می کردند ایشان همیشه در بسیج فعالیت می کردند و به جبهه و جنگ علاقه زیادی داشتند و گواه این مطلب شهادتشان در سن پانزده سالگی می باشد ، قربان به امام علاقه خاص داشتند و او را تنها مرجع تقلید خود می دانستند .

با توجه به سن کمشان ، هنگام اعزام به جبهه در شناسنامه خود دستکاری می کردند و سن خود را زیاد می کنند . تا او را بپذیرند و این جز از علاقه بسیارش به جبهه و شهادت چه می باشد .

روحش شاد و یادش گرامی باد

از طرف خانواده و پدر شهید تابستان – ۱۳۷۸

و این گونه پیام خود را برای ما در وصیت نامه اش ابراز می دارد :

« الحمد لله رب العالمین والسلام علی محمد و آله الطاهرین »

من اگر شهید شدم برای من گریه نکنید و به مادرم تبریک بگوئید که چنین فرزندی بزرگ کرده و در راه اسلام داده است و مادرم افتخار کند که چنین شهیدی به اسلام داده است . ای مادر برای من گریه نکن و پدر برای من گریه نکن که دشمنانمان خوشحال می شوند و برای آن حسین سینه بزنید که تشنه و تنها در کربلا شهید شد و اگر شهید شدم به منوچهر بگوئید که دعای کمیل و نماز یادش نرود . ای مردم ! ای مردم ! و ای برادران و خواهران حجاب بگیرید و نماز و دعای کمیل بخواهید که اگر دعا و نماز نخوانید و حجاب را رعایت نکنید یعنی این که خون من را پایمال کردید و من در آن جهان جلوی شما را می گیرم و می گویم چقدر مردم به شما گفتم حجاب ! حجاب ! و به دعای کمیل بروید و به کلام امام علی (ع) که درباره دعای کمیل گفته است گوش دهید :

« یا کمیل العلم لخبیر من المال العلم یحرسک تحرس المال »

و هر اذیتی که کردم مرا ببخشید .          والسلام – قربان سلطانی