علی حسین بذرافشانبسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : علی حسین بذرافشان

فرزند : حسن

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۲۷

محل تولد : روستای قوام آباد

تاریخ شهادت : ۱/۱/۱۳۶۴

محل شهادت : بستان

عملیّات : بدر

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) – خرامه

برادر شهید علی حسین بذزافشان در خانواده ای متدین و با ایمان چشم به دنیا گشود ، از زمان طفولیت در دامان پر مهر و محبت پدر و مادر تربیت یافت و از زمانی که توانست با پدر در معاش روزمره اش کار کند مشغول به کشاورزی شد و گاهی اوقات به این شهر و آن شهر می رفت و کارهایی را که پاک و مشروع بود انجام می داد و نان حلال به خانه می آورد . قبل از انقلاب ازدواج کرد و صاحب ۶ فرزند شد هم آهنگ با مردم در پیروزی انقلاب فعالیت می کرد و با شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی عازم جبهه شد و چندین مرحله در جبهه به خدمت مشغول شد ، تا این که در اسفند ماه ۱۳۶۳ در عملیات بدر شرکت نمود و در تاریخ ۲۵/۱۲/۱۳۶۳ مجروح گردید و به یکی از بیمارستان های تهران منتقل گردید که پس از چند روز تحمل درد و رنج در تاریخ ۱/۱/۱۳۶۴ شربت شیرین شهادت را نوشید و به لقاءالله پیوست .

علی حسین هیچ گاه از ذکر خداوند غافل نمی شد ، از دروغ و تهمت و غیبت به شدت بیزار بود ، و به نهی از آنها سفارش می کرد و می گفت : بترسید از خدا و درآن زمانی که روز حساب فرا می رسد و همه عیب ها آشکار خواهد شد علی حسین همیشه سعی می کرد در برخوردهایش امر به معروف و نهی از منکر را به کار ببرد . شهید اگر می خواست به یک مهمانی برود ، اگر به طریقی متوجه می شد که مهماندار ( میزبان ) نماز نمی خواند به عناوینی از قبول دعوت برای مهمانی سرپیچی می کرد به خمس و زکاه اهمیت زیادی می داد بی مورد قسم نمی خورد . به جبهه علاقه زیادی داشت و اگر چند روز با تاخیر به جبهه اعزام می شد می گفت حتماً لیاقت و شایستگی در من نیست که اعزام نشدم . از خداحافظی با مادرش ابا داشت . می گفت شاید محبت و عاطفه مادرش ، مانع رفتن من به جبهه می شود و می گفت از طرف من با او خداحافظی کنید .

روحش شاد

برگرفته از پرونده شهید در بنیاد شهید خرامه

و چنین است فرمایشات شهید در وصیت نامه گهربارش :

بسم رب شهداء و الصدیقین

« ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »

با سلام به امام عصر ، آن منجی بشریت و با سلام به نائب برحقش آن پیر جماران و با سلام به راهیان کربلا و قدس و با سلام به مجروحین که جای خود را در کف اخلاص نهاده و عضوی از بدن خود را برای خدا دادند ، بله همین طور که آیه قرآن مجید می فرماید :

« یا ایها الذین آمنوا ان تنصروا الله و الله ینصرکم و تثبت اقدامکم »

ای کسانی که ایمان آورده اید اگر یاری کنید خدا را ( این خدا ) خدا یاری می کند شما را و ثابت قدم می کند گام های شما را .

بله این است آیه قرآن و من از هم شهرهای خود می خواهم که دست از امام برندارند و جبهه ها را خالی نگذارند ، و کمک های خود را همچنان به جبهه کنند تا یک وقت رزمندگان بی چیز و خسته نشوند . و توصیه ای که به رزمندگان دارم این است که ای رزمندگان که شیران روز و زاهدان شب هستید ، شما اگر دشمن را بکشید پیروز هستید و کشته هم بشوید باز پیروزید ، و از مردم شهید پرور می خواهم که دل به دنیا نبندند و به این زرق و برق نگاه نکنند . ای مردم دل از این دنیا بکنید و در راه خدا جهاد کنید و اگر شخصی بر ضد اسلام حرف می زند مشت محکمی به دهانش بکوبید و مواظب باشید کسانی مانند این نخاله ها . . . که می خواهند ضربه به اسلام بزنندم مشت محکمی به دهان آن ها بکوبید و نگذارید قدم از قدم خود بردارند . . . همسرم از شما می خواهم که برای من هیچ ناراحت نباشید و کاری نکنی که فرزندان احساس کنند که یتیم شده اند . و امیدوارم که از مرگ من ناراحت نباشید ، برای من گریه نکنید و برای حسین گریه کنید که لب شنه ، سرش را از بدن جدا کردند .

ازبرادران عزیزم می خواهم که اسلحه بنده را به زمین نگذارید تا وقتیکه ریشه کفر و منافقین انشاءاله از ریشه بر کنده شود و پرچم جمهوری اسلامی ایران در سراسر جهان بر افراشته شود . . . از همه هم شهری ها و فرزندان خودم می خواهم که نماز را به دقت بخوانید و در مسجد بخوانید .

انشاءاله

علی حسین بذرافشان

لشکر نجف اشرف – گردان چهارده معصوم

۱۷/۱۲/۱۳۶۳