بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید :عبدالرضا  نیک فطرت

فرزند : محمد رضا

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۴۹

محل تولد : روستای سلامت آباد

تاریخ شهادت : ۲۰/۴/۱۳۶۴

محل شهادت : نهر عنبر – پاسگاه بیات

عملیّات : قدس (۳)

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده ابراهیم (ع) – سلطان آباد

به نام و یاد سرخ سرداران جاودانه تاریخ که مستانه جام سرخ عشق را سر کشیدند و در جوار محبوب ازلی و ابدی پروانه وار گرد شمع رخ محبوب جان باختند و در جواب ندای ملکوتی « الست و بربکم » عاشقانه و سر از پا نشناخته « قا لوا بلی» را سر دادند و در پرواز از این قفس ، پژواک قل هوالله احد آنها گوش فلک الفلاک را که نتوانست بار امانت اللهی را به دوش کشد پر کرد و در معراج ملکوتیان منزل ساختند .

بازآی و بر چشمم مشین ای دلستان نازنین  کاشوب و افغان از زمین بر آسمانم می رود .

شهید بزرگوار عبدالرضا نیک فطرت در سال ۱۳۴۹ در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و دوران کودکی خود را در روستای سلامت آباد در کنار دیگر هم سن و سالانش و تحت سرپرستی پدر و مادر مهربانش سپری کرد . در سن ۶ سالگی وارد مدرسه شهید مدرس روستایش شد و این مقطع تحصیلی را با امکانات کم خانواده و رکود اقتصادی خانواده با موفقیت به پایان رساند ، شهید عبدالرضا به همراه تعدادی از هم کلاسی هایش جهت ادامه تحصیل در روستای معزآباد گورگیر و سال تحصیلی ۶۰ – ۶۱ را در این روستا در کلاس اول راهنمایی به کسب علم و دانش پرداختند ، بعد از پایان سال اول راهنمایی مشکلات کشاورزی و اقتصاد ضعیف و تنگناهای زندگی عبدالرضا را مجبور به ترک تحصیل کرد و شهید بلافاصله در کنار  پدر مادر به کشاورزی مشغول شد تا این که در تابستان ۱۳۶۳ به خاطر شوق و اشتیاقی که به جبهه داشت برای دیدن دوره آموزشی با رفقای خود عازم جبهه های حق علیه باطل شد و بعد از طی کردن دوران آموزشی به روستای خود بازگشت بعد از یک سال در تابستان ۱۳۶۴ همراه عده زیادی از جوانان روستا جهت اعزام به جبهه آماده شد اما این آماده شدن و این شوق و اشتیاق با دفعه قبل فرق می کرد و برای همه الهام شده بود که این رفتن ، برگشتی ندارد و حالات روحی و نورانیت چهره اش نیز به این فهم صحه می گذاشت .

عبدالرضا در این مرحله از اعزام به جبهه های جنوب عزیمت کرد و در دهلران . در پاسگاه بیات مشغول خدمت شد ، شهید در تاریخ ۱۰/۳/۱۳۶۴ به جبهه رفت و در تاریخ ۲۰/۴/۱۳۶۴ در عملیات قدس (۳) در کنار نحر عنبر در دهلران از سبوی معرفت اللهی سیراب گشت و به وصال معشوق خود رسید .

چون درسرما عشق حسین ابن علی بود

آخر به وصال رخ معشوق رسیدیم

و پیکر مطهر شهید بعد از ۱۴ سال که مفقود اعلام شد در تیرماه سال ۱۳۷۸ شناسایی شد و در جوار دیگر شهدای گلزار امامزاده ابراهیم روستای سلطان آباد به خاک سپرده شد .

روحش شاد و یادش گرامی باد

خصوصیات شهید :

اخلاق و رفتار شهید نیک فطرت و نحوه معاشرت او با مردم و خانواده آن قدر خوب و صمیمانه بود که هیچ گاه از یاد ما نخواهد رفت بلکه الهام بخش زندگی آتیه ما خواهد شد ، صفای دل و صداقت شهید نوع دوستی و احترام به دیگران را به ارمغان آورده بود ، ایشان علاقه وافری به پدر و مادر خود داشتند و همیشه آنها را مورد تکریم و تعظیم قرار می دادند و از صمیم قلب به آنها عشق می ورزید .

شهید بزرگوار علاقه زیادی به امام امت و ائمه معصومین داشت و گواه و شاهد این سخن همین بس که بدانید در کیف این شهید که همیشه همراهش بود قرآن و رساله امام بوده است .

از طرف خانواده شهید

تیر ماه ۱۳۷۹

و اینک فرازی از وصیت نامه شهید عبدالرضا نیک فطرت :

بسم الله الرحمن الرحیم

« و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون »

اول درود و سلام فراوان به امام بزرگوار خمینی کبیر و با سلام به روان پاک شهیدان به خون خفته راه حق . خدا را شکر که توانستم در جبهه های حق علیه باطل نبرد کرده و درخت تنومند اسلام را آبیاری کرده . خدا را شکر که دلم را از نور امام زمان نورانی کردی . از امت شهید پرور که این وصیت نامه را می خوانند ، خواهشمند است که دعا به جان امام را فراموش نکنند و گوش به فرمان امام باشند و از برادرانی که توان رزمی دارند شما را به خدا قسم می دهم که به جبهه رفته و این دانشگاه را خالی نگذارید و به جبهه بروند و درخت تنومند اسلام را آبیاری کرده تا تنومند تر شود .

پدر و مادرم امید است که مرا حلال کنید و اگر در این دنیا برای شما فرزند خوبی نبوده ام امیدوارم که به بزرگواری خودتان مرا حلال کنید و امیدوارم که در شهادت من صبر داشته باشید و هیچ گریه و زاری به خود راه ندهید . خداوند به شما صبر عطا فرماید امیدوارم که در دیگر امانت های خود که    می خواهید به صاحبش پس بدهید هیچ ناراحت نباشید که انسان یک امانت است که خداوند به یک پدر و مادر می دهد و هر وقت اراده کند امانت خود را پس می گیرد و انسان چیزی نیست که ناراحتی داشته باشد . امیدوارم که خداوند برای شما صبر عطا فرماید و صبر داشته باشید تا کمر دشمن شکسته شود اگر برای من حجله نزدید امید است در ختم من که عروسی من است حجله ای بزنید و مردم در ان رفت و آمد کنند .

از شما خواهرانم می خواهم که در شهادت من هیچ ناراحت نباشید و حجاب خود را رعایت کنید و سرمشقی برای دیگران باشید و به هیچ وجه به سر و صورت خود نزنید و اگر این عمل را انجام دهید باعث عذاب من خواهید شد امید است که صبور باشید و در شهادت من خوشحال باشید و اگر می خواهید گریه کنید به یاد امام حسین و فرزندانش گریه کنید که در صحرای کربلا لب تشنه به شهادت رسیدند به یاد زینب گریه کنید که بعد از شهادت برادرانش به جای این که او را دلداری دهند او را به اسیری بردند .

از برادرانم می خواهم که جزء بندگان صابر خدا باشید و صبر را پیشه خود کنید و در شهادت من هیچ ناراحت نباشید بلکه خوشحال هم باشید چون می دانم الحمدالله همگی دانا هستید و می دانید که شهادت یک نعمت اللهی است . . . امیدوارم که خدا به شما صبر بدهد و سرافراز و سربلند در میان مردم بروید و بیایید و برخوردتان با مردم دوستانه و برادرانه باشد و امیدوارم که سرمشقی برای دیگران باشید از شما می خواهم که هیچ گونه ناراحتی در شهادت من نداشته باشید زیرا مرگ در پیش است پس چه بهتر که انسان در راه خدا بمیرد .

والسلام – دیدار ، روز قیامت

عبدالرضا نیک فطرت