بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : علی رمضان (علی داد) زارع

فرزند : حاجی بابا

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۳۵

محل تولد : روستای شهاب آباد

تاریخ شهادت : ۲۰/۴/۱۳۶۴

محل شهادت : پاسگاه بیات

عملیّات : قدس (۴)

محل دفن : مفقود الاثر

بسیجی شهید علی رمضان زارع فرزند چهارم خانواده بود ، پس از ایام کودکی در سن ۶ سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند و به دلایل فقر مالی خانواده و هزینه های زیاد زندگی درس را رها کرد و به همراه پدر به کار کشاورزی پرداخت او کار کشاورزی را دوست داشت و می گفت : پول آن حلال است چرا که از راه زحمت وعرق ریختن ب دست می آید ، و او خود نیز زحمت بسیار زیادی بر روی زمین می کشید و با عرق فراوان محصول به دست می آورد و قدر آن را می دانست . خلاصه زندگی او بدین صورت گذشت تا این که در سن ۲۴ سالگی با جشنی ساده و زیبا به سنت نبی اکرم (ص) عمل نمود و ازدواج کرد که خداوند سه فرزند                  (۱ دختر و ۲ پسر) به او هدیه نمود و او همین طور با کار بر روی زمین زندگی خود و خانواده اش را ادامه می داد تا این که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و نهایتاً جنگ تحمیلی شروع شد شروع جنگ تحمیلی ابتدای بی قراری او بود چند سال از جنگ گذشت هر روز که از جنگ می گذشت روح او نا آرام تر و بی قرارتر می شد مخصوصاً که شهدای زیادی از منطقه در اوایل جنگ تقدیم اسلام شده بود خلاصه آرام و قرار او جز در جبهه شکل نمی گرفت و سرانجام با اجازه از خانواده اش در تاریخ ۱۵/۴/۱۳۶۴ عازم جبهه شد و در عملیات قدس (۴) شرکت کرد هنوز ۵ روز از اعزامش نگذشته بود که خبر مفقود شدنش را به خانواده اطلاع دادند .

علی رمضان فردی مهربان ، با اخلاق و ساده زیست بود ، احترام فراوانی برای پدر ، مادر و همسر خود قائل بود و رفتار بسیار محترمانه ای در منزل و بیرون از منزل داشت . نمازش را به موقع می خواند و بعد از نماز همیشه قرآن تلاوت می کرد . به جبهه علاقه زیادی داشت و می گفت : این یک تکلیف دیگری است که خداوند سر راهم قرار داده و باید آن را انجام دهم تا دینم کامل شود . هیچ وقت خدا را فراموش نکنید ، به پیامبران ایمان زیادی داشته باشید و هر موقع خبر شهادت مرا شنیدید ، ناراحت نشوید ، چون من به آرزوی خودم رسیدم . جبهه سنگر ماست و اسلحه های ما شعارهای ما هستند که بر سر دشمنان می کوبیم و من بسیار خوشحالم که فرد کوچکی هستم که می توانم به جامعه و مردم خدمت کنم و کشورم را از دست دشمنان حفظ کنم و دوست دارم به بالاترین مقام که شهادت است برسم و به آرزوی دیرینه خود برسم .

ایشان به امام خمینی علاقه زیادی داشتند . همیشه اسم ایشان بر زبانشان بود و می گفتند : امام رنج بسیاری کشید تا انقلاب اسلامی را حفظ کرد و ما هم باید از آن نگهداری کنیم و انقلاب را حفظ کنیم و راه امام را تا آخرین قطره خون و تا آخرین نفس ادامه دهیم و نگذاریم دشمن به حریم ما تجاوز کند .                                             روحش شاد و راهش پر رهرو باد

پیام خانواده شهید :

ما از مردم می خواهیم که فرزندانی با ایمان و مسلمان تربیت کنند و تحویل جامعه دهند و به فرزندان شهدا به چشم یک بی پدر نگاه نکنند ، احترام آن ها را داشته باشند ، برای آن ها مثل پدری مهربان باشند تا جای خالی پدر خود را احساس نکنند . حرمت خون پاک شهدا را حفظ کنند و همیشه به یاد زمان جنگ و سختی های آن باشند .

والسلام     از طرف خانواده و همسر و فرزند شهید    ۲۷/۳/۱۳۸۰