بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید : بشیر قنبری

تاریخ تولد : ۱۳۴۴       محل تولد : خرامه

نام پدر : قربانعلی

تاریخ شهادت : ۱۴/۱۲/۱۳۶۵

عضویت : پاسدار وظیفه

محل شهادت : ماه شهر    عملیات :

محل دفن : جاوید الاثر

شهید بشیر قنبری در خانواده ای مذهبی متولد شد ، در کودکی به اتفاق خانواده به شیراز رفت و تحصیلات ابتدایی خود را در شیراز آغاز نمود و مقطع راهنمایی را هم بلافاصله با موفقیت پشت سر گذاشت۰ شهید قنبری پیوسته قبل و بعد  از انقلاب  در تظاهرات و راهپیمایی ها  شرکت می نمود .  ضمن تحصیل اوقات فراغت  خود را پیوستن به تیم فوتبال برق شیراز     می گذراند .با شروع جنگ  تحمیلی در سال سوم و چهارم  دبیرستان  به مدت هفت ماه  به جبهه اعزام شد و پس از اخذ دیپلم بعنوان پاسدار وظیفه به ماهشهر اعزام گردید و در تیپ کوثر به خدمت مشغول شدکه پس از مدتی خدمت در یکی از ماموریتهای شناسایی سکوی البکر در حالی که به اتفاق ۵ قایق دیگر رزمندگان اسلام از ماموریت باز می گشتند توسط هواپیماهای عراقی مورد اصابت موشک قرار گرفت و در دهانه خور عبدا۰۰۰ به فیض شهادت نائل آمد ومفقود الجسد گردید۰

بشیر فردی حقیقتا مؤمن ، آرام ، متواضع ، خوش اخلاق و متبسم بود۰ برای والدین احترام شایانی قائل بود و به آنها با نرمی برخورد می کرد و در کارها به آنها کمک می کرد۰ به صله رحم اهمیت زیادی می داد و با اخلاق و رفتار نکویش در شاد کردن کسانی که بواسطه مشکلات اندوهگین و پریشان بودند تلاش می کرد۰ شهید قنبری هر صبح و عصر بصورت مداوم قرآن را با صدای زیبا و دلنشین تلاوت می نمود و در جلسات سخنرانی آیت الله شهید دستغیب شرکت فعالی داشت۰ تابستانها به پدرش در کار بنایی کمک می کرد و خود در این حرفه تجربه لازم را به دست آورده بود۰ به ورزش اهمیت زیادی میداد و دوستانش را نیز به ورزش کردن تشویق می کرد۰

شهید قنبری جبهه و جنگ و دفاع از سرزمین اسلامی را تکلیف خود می دانست و قبل از شهادتش یک بار بر اثر ترکش مجروح شد و یک بار هم پایش سوخته بود۰ او عاشق شهادت بود و چه زیبا به آن دست یافت۰

روحش شاد و یادش گرامی باد

از طرف خانواده و عموی شهید

اله قلی قنبری فرد ۱۴/۵/۸۰

و چنین است وصیت نامه گهر بار شهید قنبری :

بسم رب الشهداء و الصدیقین

با سلام به رهبر انقلاب ، به فرمانده همرزمان مهدی ، به تمامی شهدا از اسلام تا کنون ، به تمامی خانواده های شهدا که با صبرشان مشت بر دهان دشمن می کوبند۰ و با سلام به تمامی رزمندگان ، جهادگران و تمامی کسانی که پشت جبهه ها با مال و منال و قلم خود بر علیه دشمن اصلی ما می رزمند۰

پدر و مادرم ، خواهر و برادرم ، چه بسیار لحظاتی را که با شما در کمال لذت گذراندم ، چه بسیار اوقاتی را در کمال شیرینی با هم بودیم ولی چه کنم که لذت با سربازان مهدی بودن حتی قابل قیاس با لذت بودن با شما نیست۰ چه بسیار ناراحتی هایی که در جوار شما بودم و با هم بر آن مصائب صبر کردیم ولی قابل تحمل برایم نیست که از یاران مهدی دور باشم و قدرت آنرا ندارم که صبور باشم در این دوری۰ والدین عزیزم امیدوارم که در ایلام محکم و پر صلابت و پایدار چونان سنگ خارا باشید و در عبادت به حضرت علی (ع) اقتدا کنید۰ مادرم از تو میخواهم که مانند آن شیرزن صدر اسلام که وقتی سر فرزندش را از جبهه نبرد برایش آوردند سر را به طرف میدان پرت کرد و گفت چیزی را که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم ، همانند او باش و اگر جسدم به دست شما نرسید هیچ ناراحت نشوید و صبوری پیشه کنید که « ان الله مع الصابرین »۰ از شما خواهانم که بسیار برایم آمرزش بخواهید ، شبهای جمعه سنگ مرشد مرام شیراز ، دستغیب عزیز را ترک نکنید و هر شب جمعه برایم طلب آمرزش و مغفرت کنید۰ شکیبایی پیشه کنید تا دشمن از این هم که هست ناراحت تر شود۰ مادرم ، مادرانی را  برای خودت ملاک قرار بده که تابحال ۶ شهید داده اند و خم به ابرو نیاورده اند۰          حضرت زینب (س) را مقتدا قرار بده که غم پدر ، مادر ، برادران ( حسنین) ، پسران برادر و باقی مصائبی را که در اسارت برایش پیش آمد به نحو احسن تحمل کرد۰۰۰ و این را بدانید اگر خدا این سعادت را به من عطا کند شما نیز از این سعادت بهره مند می شوید۰ برایم بسیار دعا کنید۰ امیدوارم شهادت فرزند ، ایمانتان را صد چندان قوی تر کند۰ به مردانی این پیام را می دهم که مردان ما چون حضرت زین العابدین (ع) پس از شهادت پدر رعایت اسلام کند و زنان ما چون حضرت زینب (س)۰

والسلام

شهید قنبری