قربانعلي زارع

قربانعلی زارع 150x150 شهيد قربانعلي زارعبسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : قربانعلی زارع

فرزند : قدمعلی

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۶/۶/۱۳۴۷

محل تولد : روستای سلامت آباد

تاریخ شهادت : ۲۶/۱۱/۱۳۶۴

محل شهادت : فاو – اروند رود

عملیّات : والفجر (۸)

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده ابراهیم – سلطان آباد

شهید قربانعلی زارع در خانواده ای مذهبی و فقیر به دنیا آمد ، بعد از شش ماه از تولدش ، پدرش را از دست داد وبا تنها مادرش و خواهرش زندگی خود را در کنار عمویش شروع کرد . روزها و شبها از پی یکدیگر آمدند و رفتند تا این که قربانعلی بزرگ شد و به مدرسه رفت و تا سال اول راهنمایی به کسب علم و دانش پرداخت ، در همین سال تحصیلی بود که شوق رفتن به جبهه ، آرام و قرار را از او گرفت و او که فقط ۱۵ سال بیشتر از بهار عمرش نگذشته بود راهی جبهه شد و موانعی چون خانواده و سن کم نتوانستند سد را اراده او شوند . نزدیک به سه سال در جبهه های نور علیه ظلمت خدمت کرد که شامل پنج مرحله بود . در آخرین اعزامش که چهار ماه قبل از شهادتش بود می کفت که برای من گریه نکنید ، من مبارزه می کنم تا کشته شوم ، شما برای حسین و عباس و زینب و قاسم و علی اکبر و علی اصغر شش ماهه گریه کنید زیرا شهید سعید است و شهادت سعادت .

قربانعلی با خوشحالی خاصی در آخرین مرخصی اش با خانواده و اقوام خداحافظی کرد و به جبهه رفت تا این که عملیات والفجر (۸) شروع شد و قربانعلی به همراه تعدادی از رزمندگان اسلام هنگامی که قصد عبور از رودخانه اروند رود را داشتند بر اثر اصابت بمب شیمیایی به شهادت    رسیدند .

خصوصیات شهید از زبان عموی شهید :

از نظر اخلاقی واقعاً در حدی بود که همگی حسرت می خوردیم و رفتار ایشان با خانواده مثل دو دوست و با مردم مثل خانواده خود رفتار می کرد و من از رفتار و گفتار و اخلاق شهید درس زندگی و زندگانی آموختم . شهید از نظر دینی و مذهبی حتی یک لحظه از نماز و روزه و کارهای نیک دیگر کوتاهی نمی کرد و همیشه در مراسمات مذهبی و دعای کمیل و دعای توسل شرکت می کرد .

شهید قربانعلی زارع به امام (ره) علاقه خاصی داشتند و همیشه در نماز ایشان را دعا می کردند و می گفتند من به دستور امام آن قدر جبهه می روم تا کشته شوم .

قربانعلی در زمانی که درس می خواند در کار کشاورزی ما را یاری           می داد .

از طرف خانواده و عموی شهید

حسین بذرگر

۲۹/۵/۱۳۷۸

و اینک زمزمه می کنم بیاناتی از وصیت نامه شهید بزرگوار قربانعلی زارع :

« با سلام به کلیه ارواح طیبه شهدا از صدر اسلام تا شهدای جنگ تحمیلی ، درود بر پیکارگران جبهه های نور علیه ظلمت که به راستی از عزیزترین خود که همانا جان شیرینشان است می گذرند و در راه اهداف جمهوری اسلامی ایران به فیض شهادت نائل گشتند »

و حال که حدود هفت سال از پیروزی انقلاب اسلامی ، این فجر نوین رهایی مستضعفان جهان می گذرد و فصل تازه ای در مبارزات حق طلبانه ملتها در راه استعمار و استکبار زدایی آغاز می شود کینه عمیق و دیرینه مسلمانان با ستمگران که از ژرفای بینش اسلامی و عشق سوزان آنان به ولایت و امامت نشات می گیرد و نیز اعتقادشان به استقرار حکومت جهانی اسلام که تبلور آن در سینه های مسلمانان در انتظار ظهور حضرت مهدی (عج) خلاصه می شود آنان را واداشته تا در تمامی جبهه های نبرد حق بر علیه کفر پیشتازی را جسته با عشق به شهادتی حسین وار باشد از این روست که می بینم هر جا منافقان و شیاطین به توطئه می نشینند کوبیدن جبهه اسلام و مسلمین در صدر مقاصدشان قرار می گیرد ، بلی ما حالا با افتخار می توانیم بگوییم این ماییم (ملت ایران) که به اراده استوار خود با نفی شرق و غرب که حاکی از خودباوری اعتماد به نفس انقلاب اسلامی که « لا اله الا الله » در سراسر جهان ادامه خواهیم داد و ای ملت های مسلملن دنیا حالا شما به سوی قبله اول مسلمین بیدار بشتابید و بر علیه کفار بشورید که ظهور حضرت امام زمان نزدیک است و وصیت می نمایم به خواهران که دشمن از سیاهی چادر شما بیشتر از خون ما می ترسد و امیدوارم که اگر بنده حقیر لیاقت شهادت در راه اسلام داشته باشم و به آن فیض عظیم دست یافتم برای من گریه نکنید و برای حسین و حضرت عباس و حضرت زینب ، حضرت قاسم و علی اکبر و علی اصغر شش ماهه گریه کنید . . . مادر عزیز و مهربانم بیش از این تقدیر نبود در نزد شما بمانم امیدوارم که مرا حلال کنید . . .

قربانعلی زارع

۱۷/۱۰/۱۳۶۳