بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : مصطفی قائدی

فرزند : برفعلی

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۶/۱۰/۱۳۴۲

محل تولد : روستای خیر آباد

تاریخ شهادت : ۲۳/۳/۱۳۶۷

محل شهادت  : شلمچه

عملیات : بیت المقدس (۷)

محل دفن : گلزار شهدای روستای خیر آباد

و چه زیبا خواندند آواز عشق را و چه عاشقانه سرودند نغمه شهادت را و این گونه به ما واماندگان تاریخ و گرفتگان دنیا و هواهای نفسانی هشدار دادند که اگر می خواهید جاوید بمانید عاشق باشید و اگر نمی توانید به شهادت برسید راه شهدا را ادامه دهید .

شهید بسیجی مصطفی قائدی در یک خانواده مذهبی و مستضعف دیده به جهان گشود ، او پس از دوران کودکی در سن ۶ سالگی راهی مدرسه شد و تا کلاس چهارم ابتدایی درس خواند و چون وضع مالی خانواده اش متناسب با مخارج و هزینه های زندگی نبود ترک تحصیل کرد و به یاری پدرش به کار کشاورزی پرداخت و تا سن ۱۴ سالگی در کنار پدرش کار کرد و در همین زمان بود که بنا بر سنت پیامبر اکرم (ص) ، ازدواج کرد و زندگی مشترک ده ساله خود را با همسرش آغاز کرد که ثمره ازدواجش چهار فرزند (دو دختر و دو پسر) می باشد . پس از چند سال از ازدواجش برای اولین بار به جبهه رفت و مدتی در جبهه ها به عنوان بسیجی مشغول به خدمت شد و به سلامت به خانه برگشت تا اینکه خدمت مقدس سربازی اش فرا رسید و به سربازی رفت که دو سال سربازی خود را در جبهه ها نیز به سلامت به پایان رساند و به جمع خانواده اش پیوست . روح ناآرام و بیقرار او و عشق و علاقه اش به جنگ و شهادت او را وادار کرد که پس از مدتی از اتمام سربازی اش دوباره به عنوان بسیجی به جبهه برود که حدود سه ماه پس از اتمام سربازی به جبهه رفت تا اینکه در آخرین اعزامش در تاریخ ۲۳/۳/۶۷ در عملیات بیت المقدس ۷ شرکت کرد و به شهادت رسید و به آرزوی خود دست یافت .

خصوصیات شهید قائدی :

اخلاقی واقعا شایسته داشت . او ساده زیستن را خیلی دوست داشت و رفتاری بسیار خوب در بین جمع خانواده و با مردم داشت ، یار و یاور و پشتیبان ضعیفان بود و بیشتر اوقات خود را با بیچارگان می گذراند . به پدر و مادرش احترام  زیادی می گذاشت . به نماز غلاقه خاصی داشت و همیشه آنرا در اول وقت اقامه می کرد . نماز و روزه را سرمشق زندگی خود قرار داده بود و همه خانواده را به نماز خواندن و روزه گرفتن سفارش می کرد و می گفت :‌ دنیا زودگذر است . کاری کنید که فردای قیامت در برابر انبیاء رو سفید باشید .

ایشان همیشه خانواده را به معاشرت با اقوام و خویشان و همسایگان و شرکت درغم و شادی آن ها سفارش و توصیه می کرد .

روحش شاد و راحش مستدام

از طرف خانواده و برادر شهید سلیمان قائدی

 

و چنین است وصیت نامه گرانبهایش :

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و با سلام و درود فراوان به شهیدان گلگون کفن کربلای معلای حسینی تا کربلای ایران . . . اینجانب برای رضای خداوند منان و لبیک گفتن به فرمان امام و دفاع از انقلاب اسلامی و کتاب آسمانی یعنی قرآن و ادامه راه امام حسین و شهدای جنگ تحمیلی تا کنون به جبهه های جنگ حق علیه باطل آمده ام تا دین خود را ادا کرده باشم و خودم خیلی خوشحال هستم که می توانم در جبهه نور علیه ظلمت شرکت کنم و خودم خیلی دلم می خواهد اگر خداوند قبول کند شهادت نصیبم گردد . من خیلی افتخار می کنم که در جبهه شهید شوم و نیت من این است که فقط کارمان فقط برای رضای خدا باشد چه خودم و چه برادرانم وچه کلیه مردم انقلاب اسلامی ادامه دهنده راه شهدا باشیم که خدا با ماست و هر چه خدا بخواهد همان است و از خدا بخواهیم که بتوانیم اسلام و قرآن را یاری فرماییم و به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی باشیم و در تمام کارها خدا را در نظر بگیریم و نیت من این است که در راه خدا شهید شوم شاید مرا از بندگان مخلص خودش قرار دهد انشاءالله که من خیلی عشق شهادت به سر دارم اگر خداوند بخواهد این جنگ را به پایان برساند برایش هیچ کاری ندارد و خداوند می خواهد ماها که دم از مسلمانی می زنیم را امتحان کند و مسلمان تا ناراحتی و سختی نکشد به او نمی گویند مسلمان . .

. . . در ضمن دعای خیر برای حضرت امام و رزمندگان اسلام یادتان نرود .

. . . از کلیه مردمی که مرا می شناسند حلال بودی می طلبم و تمنا می کنم که برای رضای خداوند اگر از من ناراحتی دیده باشند مرا حلال کنند . . .

والسلام

مصطفی قائدی