بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : ناد علی (علی) زارع

فرزند : علی اکبر

عضو : سرباز

تاریخ تولد :۱۳۴۷

محل تولد : روستای شهید آباد

تاریخ شهادت : ۲۸/۶/۶۹

محل شهادت  : جاده شیراز – خرامه

عملیات :  ـــــــ

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده عقیل (ع) – شهید آباد

سال ها در انتظارت بودیم می دانستیم که برای دفاع از کشورات به جبهه رفته ای و به اسارت دشمنان خدا در آمده ای . با اتمام جنگ لحظه شماری می کردیم تا اینکه بیایی و بار دیگر چشمانمان از پرتو وجودت منور گردد . روزها گذشت و گذشت تا اینکه خبر آزاد سازی اسرا در تاریخ ۲۶ مرداد ماه ۱۳۶۸ ما را به هیجان آورد . یکماه و یک سال از آزاد سازی اسرا گذشت تا اینکه در روزهای آخر شهریور ماه ۱۳۶۹ خبر آزادیت را شنیدیم . از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدیم تا اینکه در تاریخ ۲۸ / ۶/۶۹ به شیراز آمدی و ما به استقبالت آمدیم اما تو که از درد فراق شهدا و دوستانت غمگین و افسرده بودی طاقت نیاوردی و به خانه نرسیده به سوی دوستانت پرواز کردی .

شهید ناد علی زارع در خانواده ای متوسط زندگی می کردند و بسیار ساده زندگی می کردند . تا سال دوم راهنایی درس خواندند و به کار مشغول شدند . هشت ماه قبل از تاریخ اعزامشان به سربازی داوطلبانه به جبهه رفتند و به خدمت مشغول شدند . چندین بار به مرخصی آمدند و رفتند . آخرین مرتبه در تاریخ ۱۸/۱/۶۶ عازم جبهه شدند و به خدمت مشغول شدند و پس از مدتی خدمت به اسارت نیروهای عراقی در آمدند و مدت سه سال و نیم در زندان های عراق اسیر بودند تا اینکه در اواخر شهریور ماه ۱۳۶۹ آزاد شدند و به خاک مقدس کشورمان پای گذاشتند و بعد از زیارت مرقد مطهر امام خمینی به شیراز آمدند و مرد استقبال مردم و خانواده قرار گرفتند و در تاریخ ۲۹/۶/۶۹ جهت عزیمت به روستایشان عازم خرامه شدند . مردم که از ساعت ها قبل با همکاری خانواده ایشان مشغول آزین بندی و چراغانی روستا و جاده منتهی به روستا بودند  در انتظار به سر می بردند تا اینکه ماشین حامل ایشان به روستا نزدیک شد و برای اینکه مردم بتوانند ایشان را ببینند به بالای ماشین رفتند اما خدا او را فراخوانده بود و ایشان از بالای ماشین به پایین پرت می شوند وبه خیل دوستان شهیدشان می پیوندند و جشن ورود ایشان به عزای شهادتشان مبدل می شود .

از لحاظ اخلاقی ایشان زبانزد خاص و عام بودند . بسیار خوش برخورد و مهربان و بذله گو و شوخ طبع بودند ، بطوریکه همه از معاشرت با ایشان لذت می بدند . سر به زیر و مهربان بودند و در نگاه کردن بسیار دقت می کرد . به نماز بسیار اهمیت می داد و در مراسم مذهبی ودینی شرکت فعال داشت و به نقل از دوستانش در زمان اسارت نیز با زغال باطری ها بر روی دیوارهای زندان آیه های قرآنی می نوشتند . ایشان مدتی نیز با شهید دور از وطن محمد حسین دهقانی هم سلول بودند . شهید نادعلی زارع ، خواهر ، مادر و همسرشان را دیدند و دیگر اقوام و دوستان را به رعایت حجاب اسلامی سفارش کردند می کردند و به خوش رفتاری با مردم توصیه می نمودند .

قطعاتی از یادداشت های شهید که هنگام آزادی در جیب لباس ایشان بود :

ای خانواده های شهدا این خون فرزندان شما بود که عزت بخشید به اسلام و ایران و ما آزادگان هیچ کاری در مقابل دشمن از خود نشان نداده و در مقابل کمبودها و شکنجه های روحی و جسمی ایستادگی کرده و به آن ها فهماندیم که ما ایرانیان آزاده و مسلمان هستیم . . .

. . . به یاد حسین سرور آزادگان رویم و ببوسیم مزار شهید . سلام به شهیدان شور آفرین . به رهبر به ملت به ایران زمین . . . سلام بر آنان که حسین وار زندگی کردند بر آنان که همچون زینبند . . .

. . . امیدوارم که ما از امروز که پا به خاک وطن عزیز و اسلامی گذاشته ایم خدمتگزار شما عزیزان هم وطن و ادامه دهنده راه شهدا  و پاسدار جمهوری اسلامی باشیم و از ورودمان به کشور مسوولیت دیگر بر گردنمان نهاده می شود که همانا همکاری با دولت جمهوری اسلامی در تمام میدان ها که همانا راه شهدا بوده و هست و به شما ای ملت و امت ایران می گوییم که تمام کوشش های خود را در راه هدف های حکومت جمهوری اسلامی (به کار می گیریم) که حماسه ای بی دریغ بوده و هست .

پیام خانواده شهید :

انتظار اصلی هر خانواده شهیدی ارج نهادن به خون شهدا و زنده کردن یاد و خاطره شهدا در ذهن مردم به خصوص نسل جدید انقلاب است . اینکه هدف شهدا چه بود و شهدا در جنگ چه سختی هایی متحمل شدند . و ما از مردم و جوانان می خواهیم که راه امام را ادامه دهند و پیرو ولایت فقیه باشند و با احترام به فرهنگ اصیل اسلام و انقلاب خون شهدا را پایمال نسازند .

والسلام

از طرف خانواده و برادر شهید غلامعلی زارع

خرداد ۱۳۸۰