بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید: مسیح اله سیاهزاری

فرزند : اسماعیل

عضو : سرباز

تاریخ تولد :۱/۹/۱۳۵۱

محل تولد : روستای سیاهزار

تاریخ شهادت : ۱۲/۷/۱۳۷۴

محل شهادت  : بوکان

عملیات :  ـــــــ

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق ـ خرامه

شهید مسیح اله سیاهزاری در خانواده ای متدین به دنیا آمد که پس از چند سال از تولدش به همراه خانواده به شهر خرامه مهاجرت کردند و مسیح اله درس خود را در خرامه شروع کرد . ایشان دبستان را در مدرسه انقلاب ، راهنمایی را در مدرسه امام سجاد (ع) و دبیرستان را تا اخذ دیپلم در دبیرستان شهید بهشتی به پایان رساند . ایشان در طی دوران تحصیل علاوه بر درس خواندن به فعالیت های ورزشی و هنری نیز می پرداختند و در این زمینه با امور تربیتی و تربیت بدنی شهر خرامه همکاری می کردند و در کارهای فرهنگی و هنری مثل تئاتر ، نمایش ، طنز در اغلب مراسم ها به خصوص ایام دهه مبارکه فجر فعالیت داشتند و نام نیک و جاودانه ای از خود به یادگار گذاشتند . ایشان پس از اخذ دیپلم برای خدمت مقدس سربازی در تاریخ مرداد ۱۳۷۳ خود را معرفی کرد که پس از چهارده ماه خدمت صادقانه خود را مهیای سفر به سوی عالم بقا و شهادت کرد . آری این شهید بزرگوار در مهر ماه سال ۱۳۷۴ در منطقه ی بوکان در حین انجام پاکسازی منطقه از مین به درجه رفیع شهادت نایل آمد . ایشان فردی خوش اخلاق ، فرهنگی و مردم دوست بودند . هیچ گاه در روی بزرگ تر ها به خصوص پدر و مادر حرف تندی نمیزد و به آن ها احترام فوق العاده زیادی می گذاشت . علاوه بر بزرگ تر ها به کوچک تر ها نیز احترام می گذاشت . آنقدر در خانواده محبوب بود که همه اعضای خانواده با ایشان مشورت می کردند و قلب رئوفی داشتند و در حد توان به دیگران کمک می کردند . در همه کارها به خدا توکل می کردند و تکیه می کردند و قرآن را با صدای زیبا و دلنشین تلاوت می کردند و اعضای خانواده از صدای ایشان لذت می بردند . ایشان روی مسایلی چون صله رحم برخورد صحیح با دیگران ، تحصیل تاکید بسیار داشتند . ایشان به جبهه و جنگ علاقه زیادی داشتند و مدتی نیز آموزش نظامی دیدند . اما از طرف خانواده از رفتن به جبهه منع شدند .

روحش شاد و یادش گرامی باد

از طرف خانواده شهید

بهار ۱۳۸۰

و اینک یادداشت هایی از شهید و از دفاتر خاطرات ایشان جمع آوری گردیده است و به رشته تحریر در آمده است .

به نام یگانه مقتدر بی همتا

با سلام به شما پدر و مادر عزیزم . سلام ای دوستان . سلام ای مهتاب شب های ما و سلام ای خورشید شادی صبح های ما . سلام به شما می گویم تا بدانبد در اینجا هیچ چیز جز سلام برای هدیه ندارم . پس از صمیم قلب به شما سلام می کنم به امید اینکه سلام گرم و صمیمانه مرا در گوشه ای از قلب مهربانتان جای دهید . مادرم تو بزرگتر از آنی که بتوانم محبت های بی آلایش تو را بر اوراق جاودانه کند ، اما بدان که جایگاه تو قلب من بوده و خواهد بود .

. . . و باز به نام خداوند یکتایی که تنهایی را دوست دارد . خدایی که انسان را تنها آفرید و تنها می میراند . خدایا همان گونه که زمین و آسمان و همه هستی از آن توست من نیز دوست دارم که تو را دوست داشته باشم .

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

خدایا می خواستم بهترین چیز را به تو هدیه کنم ، گل آمد و گفت : مرا بفرست که مظهر زیباییم  و درخت صنوبر آمد و گفت : مرا بفرست که از سرو بلند قامت ترم و من در این اندیشه بودم که کدامیک را بفرستم ، ناگهان دل به فریاد آمد و گفت مرا بفرست که خداوند را دوست دارم .

باغ جهان پر از گل است فرصت چیدن کجاست

دشت و دمن سبز سبز بال پریدن کجاست

ارزش اشک مرا جای چکیدن نبود

                                           ای دل بی انتظار حال تپیدن کجاست

خدایا سعی خواهم کرد طوری از کنار این دنیا بگذرم به گونه ای که حداقل و تا حد امکان به گناهی مبتلا نگردم .

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر       یادگاری که در این گنبد دوار بماند

و یاران گرامی امر به معروف و نهی از منکر از واجبات است . قرآن در سوره آل عمران آیه ۱۰۹ می فرماید : « کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنکر و تومنون بالله »

ای مسلمانان شما به عنوان بهترین امت برگزیده شده اید به ولسطه امر به معروف و نهی از منکر و ایمان به خداوند و حضرت علی (ع) می فرماید : جهاد و جنگ با دشمنان خارجی در راه خدا با مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر مانند آب دهان است در مقابل دریا .

بدانید عزت خداوند شامل قومی می شود که امر به معروف و نهی از منکر کنند .