بسم رب الشهداء و الصدقین

نام و نام خانوادگی : مختار کشاورز

نام پدر : محمد علی

عضو :

تاریخ تولد : ۶/۱/۱۳۳۹

محل تولد : روستای روبهقان

تاریخ شهادت : ۲۵/۱٫/۶٫

محل شهادت : آبادان

عملیّات :

محل دفن : گلزار شهدای روستای روبهقان

آب و آئینه و قرآن ، دعای پر اشک مادر ، روشنایی لحظه وداع تو بودند ، سبز می رفتی و بر شانه های زخمی شهر سرخ باز آمدی چون لاله ، وقتی که به سمت روشن خدا می رفتی ، از زلال روشن چشمه شهادت ، وضوی خون می گرفتی و اینک ای خوب منزلگه آسمان مبارک بادت.

تو اولین افتخار شهر و دیار ما بودی ، تو آغازگر باب شهادت در این خطه شهید پرور بودی ، تو اولین عاشقی بودی که با پیکری خونین به وصال معشوق رسیدی پس شهادت مبارک باد ای شهید.

شهید مختار کشاورز در خانواده ای مذهبی و متدین به دین مبین اسلام به دنیا آمد. پس از طی دوران کودکی ، تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود آغاز نمود و با تلاش و کوشش خود و خانواده این مقطع تحصیلی را با موفقیت به پایان رساند و جهت ادامه تحصیل به شیراز رفت و دوره راهنمائی را نیز با کسب نمرات عالی پشت سر گذاشت ، اما بدلیل نداشتن مسکن و امکانات لازم قادر به ادامه تحصیل نشد. ایشان پس از ترک تحصیل به کار در کارگاههای تراشکاری و مکانیکی مشغول شد.

ضمن آنکه به همراه کار شبانه در تظاهراتها و راهپیمائی هایی که در شیراز صورت می گرفت شرکت می کرد و با پخش اطلاعیه ها ، پیامها و پوسترهای امام راحل (ره) علاقه خود را به انقلاب اسلامی  و امام و نفرت خود را نسبت به حکومت و دستگاه حاکمه نشان می داد . زندگی او بدین منوال گذشت تا اینکه در نیمه اول سال ۱۳۵۹ قبل از شروع جنگ تحمیلی برای خدمت سربازی اقدام نمود که تاریخ اعزامش را در اواخر نیمه دوم همان سال (۱۳۵۹) ثبت کرده بودند.

با شروع جنگ  تحمیلی ،کمکها ی مردمی  نیز به جبهه ها آغاز شد و هر روز کامیون داران منطقه خرامه کمکهای مالی ، جنسی  و ما یحتاج اولیه     جنگ زدگان  را  به پشت  جبهه انتقال می دادند . دائی شهید کشاورز نیز از جمله کسانی بود که با عقد قرارداد  با جهاد سازندگی  نسبت  به ارسال  کمکهای  مردمی  می کوشید. ایشان پس از چند سری رفت و آمد  به جبهه آبادان  ، شهید مختار را با رضایت خانواده اش  به همراه خود  برد و شهید با شور و شوق خاصی که داشت  به همراه دائی  خود برای رفتن به آبادان با خانواده و اقوام  خداحافظی  کرد و عازم  آبادان  شد . و سرانجام  روز سرنوشت  اولین شهید  شهر و دیارمان  فرا رسید . هنگامی که شهید مختار  به همراه  دائی خود  مشغول  تخلیه وسایل  و کمکهای مردمی  بودند  خمپاره ای به کنار ماشین اصابت می کند  که در اثر اصابت ترکش آن خمپاره  به  بدن شهید مخــــتار مظلو مانه  به فیض عظیم  شهادت نائل می گردد  و پس از  چند روز  در میان  حزن اندوه  خانواده  و ملت  شهید پرور خرامه  و کربال  به عنوان اولین شهید  منطقه  در زادگاهش  به خاک  سپرده  می شود .

 روحش  شاد و یادش کرامی باد .

مختار دارای  اخلاق و رفتاری  شایسته  و پسندیده بود . مهربان  و صمیمی  با دوستان  و مردم و معلمها  و نا آشنا یان  برخورد  میکرد ، کینه کسی را در دل نگه نمیداشت ,  همه را دوست  داشت  وهمگان نیز او را  دوست داشتند ، فردی با ایمان  , با  خدا عابد  بود  , نمازش را  در اول وقت می خواند  و در مراسمهای مذهبی خصوصاً  ایام سوگواری آقا ابا عبد الله الحسین  (ع)  شرکت فعال داشت و دوستان را  نیز به این مهم  تشویق و ترغیب می کردند.

پیام خانواده شهید :

قدر این انقلاب را بدانید  چرا که با خون  هزاران هزار شهید ، از پیرو جوان , بدست آمده  و زحمت  زیادی  برای  این انقلاب کشیده شده است.

((والسلام))

از طرف خانواده و برادران شهید  کشاورز

جهانگیر و ولی کشاورز- شهریورماه-۱۳۷۸