بسم رب الشهداء و الصدقین

نام و نام خانوادگی : علی حسین رضایی

تاریخ تولد : ۱٫/۹/۱۳۴

نام پدر :

محل تولد : خرامه

عضویت : سرباز

تاریخ شهادت : ۱/۴/۶٫

عملیات :

محل شهادت : آبادان

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق (ع) – خرامه

در خانواده ای مذهبی و کشاورز به دنیا آمد. در شش سالگی به مدرسه رفت که در درسش بسیار موفق بود ، در کلاس سوم ابتدائی بود که به قرآن خواندن علاقمند شد و در همین سالها بود که روزه می گرفت و با دهان روزه پدرش را در کار کشاورزی یاری می داد ، وقتی از سر کار برمی گشت تا نمازش را نمی خواند نهار نمی خورد ، برای ادامه تحصیل به شیراز رفت و دیپلم خود را در آنجا گرفت ، بهمراه درس در راهپیمائی ها و تظاهراتها شرکت می کرد و یک بار نیز توسط ژاندارمری خرامه به جرم شرکت در راهپیمایی دستگیر شد و بعد که آزاد شد آثار کتکهایی که به او زده بودند روی بدنش پیدا بود.

بعد از اتمام درس تا مقطع دیپلم و با شروع انقلاب به سربازی رفت و بعد از آموزش در آباده به خدمت مشغول شد که در این زمان از خدمتش مقارن با آغازین سال جنگ تحمیلی بود ، گفته بود که می خواهد به جبهه برود که مورد موافقت پادگانش قرار نگرفته بود ، بعد از مدتی به شیراز منتقل شد و از آنجا به خونین شهر رفت (داوطلبانه) و در آنجا به گروه (شهید) دکتر چمران پیوست. مدت ۲ ماه در گروه نامبرده بود که حدود ۱۵ روز به مرخصی آمد و پشیمان بود که چرا به مرخصی آمده ، هنوز چند روز از مرخصی اش مانده بود که برگشت. بیش از ۶ روز از جبهه رفتنش نمانده بود که خبر شهادتش را آوردند.

در آنروز ( روز شهادتش) ساعت ۳ صبح گروه دکتر چمران حمله داشتند و او هم از حمله مطلع می شود ، به حمام می رود و غسل شهادت می کند و بعد با گروه همراه می شود ، در حین پیشروی بود که براثر اصابت گلوله به شهادت می رسد.

شهید رضایی مهربان و دوست داشتنی بود ، از کودکی نماز را به همراه پدرش اقامه می کرد و در ۶ سالگی نماز را بطور کامل فرا گرفت و از همان کودکی روزه می گرفت و به همراه پدرش به کشاورزی می رفت ، هنگام نهار تا نمازش را نمی خواند ، غذا نمی خورد. شبها که بیکار بود به مسجد می رفت و در جلسات دینی شرکت می کرد.

روحش شاد و یادش گرامی باد

برگرفته از پرونده شهید در بنیاد شهید خرامه

و چنین است است وصیت نامه گهر بارش :

بسم الله الرحمن الرحیم

(( و لبنلونکم بشئ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین ))

و دنیا در آزمایش است و خوشا بحال مقاومت کنندگان ، آنان که در حوادث زندگی ، راه بندگی پروری را پیشه خود کردند و با تحمل مشقات فراوان در عمل ثابت کردند که فقط بنده الله هستند و بس و شهادت دادند به نام ایزد یکتا ، به نام رب بی همتا ، درود من به قوم و ملت ایران ، درود من به اسلام و مسلمین ، درود من به مجاهد فی سبیل الله . اینک که بهترین موقعیت برای مبارزه با کافران و مشرکان پدیدار گشته و اینک که مزدوران به وطن مقدسمان هجوم آورده اند فرصت را برای دفاع از این برتر (همان اسلام) و سرزمین دلاورمان ایران از دست نمی دهیم و از تمام ایرانیان می خواهیم تا در این جهاد مقدس شرکت کنند که خدا یار و یاورمان است و هنگامی که دشمنان اسلام دیدند که اسلام قویتر از آن است که تصور کردند هنگامی که ثابت کردیم ماپیروان خمینی فقط بندگان خداوندیم و بس و در برابر هیچ قدرتی تسلیم نخواهیم شد. آنگاه اثری بجای گذاردیم که دشمن یا نابود شده یا تسلیم در آن هنگام دیگر آرزوئی نداریم بغیر از لقاء الله و من آرزو دارم هنگامی که شهید می شوم ضربه ای به دشمن زده باشم محکم و فراموش ناشدنی. دشمن بداند ما عاشقان شهادت تا دمار از روزگار مزدوران آمریکایی و از اطرافیان در نیاوریم ساکت نخواهیم نشست. و تو ای امام از ما راضی باش و خشنود که برای احیای دین و دفاع از دین تمامی اعضاء بدن و جانمان را هدیه می دهیم تا اسلام و قوانین حیات بخشش در سراسر جهان گسترش یابد. پدرم درود من به تو که چونان ابراهیم فرزند خویش را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی. پدرم بدان و آگاه باش که اسماعیلت هرگز از فرمان باریتعالی سرباز نمی زند و مرگ در راه خدا را جز سعادت نمی داند. مادرم سلام من به تو که بالاخره بر احساس مادرانه ات پیروز شدی و فرزندت را روانه میدان نبرد کفار و مسلمین کردی و گفتی که تو را در راه خدا هدیه انقلاب اسلامی می کنم و من به وجود تو افتخار می کنم که مادری از سلاله فاطمه زهرا هستی. خواهرم تو زینب زمان باش و از آنچه هوس کردی بپرهیز و در راه خدا مبارزه کن. برادرم راه خدا بهترین و برترین راه هاست ، پوینده و کوشنده در این راه باش . تنها وصیت به خانواده و مادرم این است تا سرحد امکان از گریه و زاری و ناراحتی های دیگر خودداری کنید و از خدا بخواهید که مرگ من فی سبیل الله باشد و من از خداوند سعادت و تکامل روز افزون جمهوری اسلامی و امام و امت قهرمان را خواهانم و به اقوام و دوستان بگوئید که مرا حلال کنید…

 والسلام

انا لله و انا الیه راجعون

علی حسین رضایی