بسم رب الشهداء و الصدیقین

شهید : ناصر زارع قشلاقی

تاریخ تولد : ۱۳۴۵       محل تولد : روستای حسین آباد

نام پدر : محمد علی

تاریخ شهادت : ۱۲/۵/۱۳۶۶

عضویت : پاسدار وظیفه

محل شهادت : مهاباد   عملیات :

محل دفن : گلزار شهدای  امام زاده ابراهیم (ع) –سلطان آباد

و باری دیگر سربازی از خیل یربازات امام زمان ( عج ) به جهاد با دژخیمان و مهاجمان به سرزمین اسلامی ایران برخاست و خون خود را در اره دفاع از کشورش و برای حفظ ارزشهای اسلامیش به زمین ریخت و خود به سوی آسمانها پرواز کرد۰

شهید پاسدار وظیفه ناصر زارع قشلاقی بعد از دوران طفولیت و کودکی ، تحصیلات خود را تا مقطع ابتدایی در روستای سلامت آباد ادامه داد و بعلت مشکلات اقتصادی و عدم وجود مدرسه در مقاطع بالاتر در محل ، درس را رها کرد و به کار کشاورزی پرداخت تا اینکه در اواخر سال ۱۳۶۴ در سن ۱۹ سالگی جهت خدمت سربازی دفترچه گرفت۰ دوره آموزشی را در پادگان شهید بهشتی جهرم گذراند و سپس به پادگان شهید ناصر کاظمی در مهاباد منتقل گردید ، مدت تقریبا یک سال در آنجا خدمت نمود ، تا اینکه در مرداد ماه سال ۱۳۶۶ به همراه تعدادی از همرزمانش جهت انجام ماموریتی به منطقه نامعلومی اعزام می شوند که در راه با کمین ضد انقلاب مواجه می شوند و همگی به شهادت می رسند۰ بعد از گذشت چند روز ، امدادگرها اجساد مطهرشان را در کوههای مهاباد شناسایی می کنند که جهت خاکسپاری به محل خودشان می فرستند۰                                              روحشان شاد و راهشان مستدام باد

خصوصیات شهید ناصر زارع قشلاقی :

شهید ناصر زارع قشلاقی اخلاق و رفتاری زیبا داشت طوری که در بین مردم و خانواده از محبوبیت زیادی برخوردار بود۰ احترام به پدر و مادر را بر خود واجب می دانست۰ با اینکه تحصیلات او در حد ابتدایی بود قرآن را همیشه تلاوت می کرد و دعاهای وارده را می خواند ، نمازش هیچ موقع ترک نمی شد۰ در اوقاتی که بیکار بود مشغول خواندن یا نوشتن نوحه     می شد۰

حزب خدا در موج عشق بار سفر بسته            ره کرده سوی تو حسین با قلب بشکسته

من عاشق کـــور تـوام یا اباعبــــدالله            من تشنـــه عشق تــوام آب فراتــم ده

از آتش عشق حسین دیگر نجاتـــم ده           ترسم نبینم عاقبت قبر ثارالله یا اباعبدالله

شهید زارع قشلاقی دوستدار امام خمینی (ره) بود و همیشه سخنان ایشان را گوش می کرد۰ به خاندان عصمت و طهارت مخصوصا حضرت اباعبدالله الحسین ارادت خاصی داشت۰ همیشه خواهران خود را به رعایت حجاب و اقامه نماز تاکید و سفارش می کرد۰

در آخرین مرخصی شان که در تاریخ ۵/۴/۶۶ به پایان رسید ، هنگام اعزامشان مادرشان بسیار گریه کردند۰ شهید گفت : مادر چرا گریه می کنی ؟ من بخاطر فرمان رهبر و بخاطر رضای خدا به خدمت میروم ، همانطور که ما یک روز به دنیا می آییم و یک روز هم باید از دنیا برویم چه بهتر از افتخار شهادت۰

سخن خانواده شهید :

شهدا از همه چیز خود گذشتند تا کشور به دست دشمنان نیفتد و انشاءالله که رفتار و کردارمان طوری باشد که روز قیامت شرمنده شهدا نباشیم۰

والسلام

از طرف خانواده و خواهر شهید ۰ بهار ۱۳۸۰