بسم رب الشهداء و الصدقین

شهید : صمد عباسی

فرزند : حاج نظر

عضو : بسیج

تاریخ تولد : ۱۳۴۳

محل تولد : روستای سفلی

تاریخ شهادت : ۲۹/۱۲/۱۳۶۶

محل شهادت  : جبهه خرمال عراق

عملیات : والفجر (۱۰)

محل دفن : گلزار شهدای امام زاده صالح (ع) – روستای حسن آباد

طلبه شهید عبد الصمد عباسی در خانواده ای مذهبی متولد شد ، بعد از گذراندن ایام طفولیت راهی مدرسه شد و تا پایان مقطع راهنمایی در خرامه درس خواند و به کار آزاد و شغل فنی روی آورد ، پس از مدتی کار در سال ۱۳۶۲ با موافقت پدرش جهت تحصیل علوم و معارف اسلامی به حوزه علمیه گریم رفت و پس از یکسال و نیم تحصیل در گویم راهی شهر مقدس قم گردید .پس از مدتی اقامت و تحصیل در قم با کسب اجازه از خانواده راهی جبهه شد و مدتی در جبهه به خدمت مشغول شد سپس به شیراز باز گشت و در حوزه علمیه ابو صالح شیراز دروس طلبگی خود را ادامه داد و در همین مدت چندین مرحله به جبهه اعزام گردید تا اینکه سر انجام در تاریخ ۲۹/۱۲/۶۶ پس از مدتی مبارزه شربت شیرین شهادت را به واسطه تیری که به سینه مبارکش اصابت کرده بود نوشید . و به خیل عاشقان ثارالله پیوست .

شهید عبد الصمد از اخلاق خوبی برخوردار بود ، با کوچک و بزرگ با خوش رفتاری برخورد می کرد ، در سلام کردن پیش قدم بود و به صله رحم اهمیت زیادی می داد ، عیادت بیماران برنامه همیشگی او بود اگر خطا یا اشتباهی از افراد خانواده سر می زد به عنوان نصیحت ، گوش زد می کرد به نماز اول وقت در مسجد اهمیّت زیادی می داد و تلاوت قرآن را نیز بسیار دوست می داشت و خانواده را نیز به پیروی از قرآن و اقامه نماز اول وقت و پر کردن مساجد و دوستی با افراد صالح سفارش می نمود به جبهه علاقه بسیاری داشت و در جواب کسانیکه می گفتند اگر (شهدا) به جبهه نمی رفتند کشته نمی شدند به نقل از قرآن می گفت : قرآن می فرماید اگر راست می گویید جلو مرگ خودتان را بگیرید و بدانید که مرگ و تقدیرات دست خداوند است . و سرانجام ایشان پس از نه مرحله اعزام به جبهه به آرزوی خود یعنی شهادت رسیدند .

                                                                       روحش شاد

                                      با همکاری خانواده و برادر شهیدیوسف عباسی

                                                                      ۱۰/ ۵ /۱۳۸۰

و اینک گزیده هایی از وصیّتنامه شهید صمد عباسی :

بسم الله الرحمن الرحیم

خودتان را آماده سختی کنید و بدانید خداوند حافظ و نجات دهنده شماست از شر دشمان و عذاب می کند دشمنانتان را به انواع بلا ها : امام حسین (ع) . . . باید به خودمان ببالیم و افتخار کنیم که در چنین عصری و با چنین رهبری زندگی می کنیم ، باید ببالیم و به خودمان که با چنین دشمن با آن خشم و غضب در جنگیم ، آری می بالیم و افتخار می کنیم ، جان فشانی می کنیم ، از دین خدا حفاظت می کنیم ، خون می دهیم و جان شیرین می دهیم . به بهایی سنگین تر از زمین و آسمان و خروشان تر از دریا و به بهایی با عظمت که زبان قادر به ذکر آن نیست و قلم از نوشتن آن قاصر است و آن رضوان خداست .

… صدای صلح آنانی که ، صدای نابودی دین داده اند با رهبریت و اطاعت از امام در گلو هایشان خفه کنید و نگذارید با مکری دیگر وارد شوند ، در بین شما نفوذ کنند و سر شناسان دین را تهمت بزنند همچنان که در صدر اسلام این کار را کردند . به اسم اسلام و قرآن ، علی (ع) را در خانه خدا ، برای رضایت خدا و با نام خدا و در شب خدا (شب قدر ) برای تقرب بیشتر شهید می کنند و عجبا از اینکه می گویند مگر علی نماز می خواند ! آری به آن پاره رسول الله و فاطمه زهرا ، حسین (ع) می گویند : تو دروغ می گویی اصلاً تو نسبتی با رسول الله نداری ، تو می خواهی ظلم کنی … و امثال این تهمت ها که تا کنون در انقلاب ما به بهترین خدمت گزاران زده اند ، بارها گفته اند هر کس بیشتر در انقلاب به اسلام خدمت کند باید خودش را آماده تهمت های منافقان بکند . باید شما رضایت خدا کسب کنید ولو اینکه همه دنیا ناراضی باشند . باید مواظب باشید . امروز هم امثال این ملجم ها و یزید و غیره به اسم اسلام و به اسم خداوند می خواهند ضربه بزنند روحانیت را مورد تهمت قرار بدهند … مطمئن باشید آنهایی که از خداوند دورترند از روحانیت متنفرند ، آنها از اصل با خدا مخالفند ، مهر مسلمانی به سینه خدو می زنند ، این مهر، مهری است که صدر اسلام به سینه خود می زدند و می گفتند ما مسلمانیم و خداوند نیز در جوابشان : هنوز قلبتان ایمان ندارد … راستی مگر قرآن خواندن و امام داشتن جرم است ، مگر دین دار شدن جرم است … منافقان ، این را می خوانند که آب را آلوده کنند تا از این چشمه فراوان الهی محروم شوید ، هر کس از طبقه روشن فکرجدا شد بد بخت شد این را بدانید که برنده ترین شمشیر که اسلام خورده است ، شمشیر تهمت مسلمان نماهاست . با اسم اسلام و دفاغ از مظلوم است که اسلام را ضربه ده اند ، ما باید تاریخ برایمان عبرت شود … آگاه باشید ، آگاه باشید … با اسم اسلام ضربه به جامعه و افکار مردم زدند . شما گرفتار این آتش زیر خاکستر   نشوید .

… امام حسین (ع) سر را داد تا دین ندهد ، کودک شش ماهه را داد تا دین ندهد ، علی اکبر داد تا دین ندهد ، خیمه های او را آتش زدند تا دینش را آتش نزنند ، خواهرش زینب را آماده اسارت کرد تا دینش به اسارت نرود ، بدنش را قطعه قطعه کردند اما حاضر نشد تا دینش را قطعه قطعه کنند ، آیا این برای ما کافی نیست ، عبرت نیست ، آیا این به ما نمی فهماند که همه چیز را بدهید تا دینتان زنده بماند . عجبا و صد عجبا که عده ای در اسلام خون و جان می دهند و بعضی دیگر در پشت جبهه و در اداره ها ، خون برادران ، پدران و مادران شهید داده را می مکند ، مگر شما چه جوابی دارید که بدهید ، مگر شما ایمان به قیامت ندارید …. به خود آیید و خدمتگزار جامعه اسلامی باشید و لباس دنیا را با پاره کردن ریسمان دین ندوزید ، بلکه با پاره کردن لباس دنیا و پاره کردن بند های اسارت و بندگی و هوای نفس ، لباس مبارزه بدوزید و جامعه اسلام را با با لباس رزم و خدمت زینت ببخشید.

… هر چند خودم بی تقوا بوده ام اما این کلمه را از من حقیر ، کسی که دستش از دنیا کوتاه شده است ، کسی که در حال شرمساری ، خدای خود را ملاقات می کند و شاید با قهرش و با عفو خداوند ، او را ملاقات کنم . (وای بر احوال ما ) ، مردم اینجاست که فریاد می زنم ، خدایا اجازه من بده تا برگردم و اعمال خوب انجام دهم خدا می فرماید نه : اگر تو می خواهی عمل صالح انجام دهی ، می دادی . . .  مردم قبل از اینکه شما را با قهر الهی به قیامت بیاورند دلهایتان را به آخرت بفرستید ، مردم شما برای آخرت آفریده شده اید در فکر آخرت باشید . . . راستی چه کنم در جواب خون حسین و خون فرزند شش ماه اش علی اصغر ، آنجاست که امام حسین می فرماید : چگونه از خون فرزندم دفاع کردی ، مگر من برای آزادی دین و باری رفع فساد و رفع ظلم ، پیر و جوانم را ندادم ، خدایا چه بگویم  اینجاست که امام حسین (ع) و خانواده شهدا و خود شهدا و اسرا جلویم را می گیرند و در برابر در گاه با عظمت و قهاریت خدا مرا شکایت می کنند : این شخص مجرم است با این شخص با نهایت قهر برخورد کنید ، آنجاست که اما حسین (ع) می فرماید : مگر که فریاد مظلومانه فرزندان شهید داده ای که در زیر یوغ و ظلم صدام ظالم ، اسرائیل غاصب و ظلم آل سعود بودند نشنیدی ، مگر صدای زجر آنها را نمی شنیدی و ندای یا للمسلمین را نشنیدی ، مگر کور بودی ، مگر کر بودی ، یا خودت را به کری و کوری زده بودی ، آنگاه می فهمیم که ای وای ، ای وای خسر فی الدنیا و الآخره شدمآنگاه می فهمیم که برای این چند رکعت نمازی که خوانده ام که ریا بوده ، اینجاست که منتظر اعمالم هستم ، می بینم همه آنها برای دلخوشی دیگران بوده است . . .  آه از آن موقعی که همه دشمنان خدا به من می گویند تو در دنیا آدم بدی نبودی ، چه شد در بین ما پیدایت شده ، مگر تو چه کردی ، چه جواب بگویم . خدایا چشم به رحمت تو دوختم

  و السلام

                                      پنج شنبه ۶/۱۲/۱۳۶۶

                                                          صمد عباسی