|
شهید : محمد زارع |
فرزند : ولی |
|
عضو : سپاه – پاسدار وظیفه |
تاریخ تولد : ۴/۹/۱۳۴۹ |
|
محل تولد : —— |
تاریخ شهادت : ۴/۵/۱۳۶۲ |
|
محل شهادت : حاج عمران |
عملیّات : والفجر (۲) |
|
محل دفن : گلزار شهدای روستای کمجان |
|
شهید محمد زارع در خانه محقر پدری به دنیا آمد و در دامان گرم پدر و مادر مهربان خود ایام کودکی اش را سپری نمود ، و راهی مدرسه شد ، ابتدایی را در زادگاهش با موفقیت گذراند و برای ادامه تحصیل به مرودشت رفت و دوره راهنمایی را در آنجا خواند در سال ۱۳۵۷ با پیروزی انقلاب اسلامی به روستا برگشت و چون مدارس برای مدتی تعطیل شد به یاری پدر و مادرش در کار کشاورزی شتافت در تابستان ۱۳۶۱ به عضویت گروه مقاومت در آمد و پس از جمع آوری محصول در اواخر پاییز ۱۳۶۱ از طریق بسیج سپاه به جبهه رفت ، سه ماه در جبهه دهلران خدمت کرد و در اسفد ماه همان سال از جبهه برگشت و پس از مدتی برای انجام خدمت سربازی دفترچه گرفت و با معرفی خود به سپاه به عنوان پاسدار وظیفه برای خدمت سربازی مهیا شد در اوایل بهار ۱۳۶۲ به کازرون رفت و مشغول فراگیری آموزش نظامی شد . پس از آموزش به مرخصی سه روزه آمد که این مرخصی اولین و آخرین مرخصی او بود ، همان سه روز را نیز به کار کشاورزی پرداخت و پس از خداحافظی با خانواده و اقوام راهی جبهه غرب شد که پس از مدتی حضورش در جبهه عملیات والفجر (۲) شروع شد و شهید پس از چند روز از حمله در تاریخ ۴/۵/۱۳۶۲ به درجه رفیع شهادت نائل آمد .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
و چنین است وصیت نامه گهربارش( خلاصه شده) :
بسم الله الرحمن الرحیم
پدر و مادر عزیز مرا حلال کنید چون این یک وظیفه ای بوده که باید می رفتیم که دین خود را به اسلام و انقلاب اسلامی ادا کنیم . ولی من از این شرمنده هستم که نتوانستم فرزندی لایق برای شما باشم ، امیدوارم که با ریختن خون من بر پای درخت انقلاب اسلامی جوششی باشد که این درخت پر بارورتر شود . . . پدر و مادر عزیزم اگر گاهی اوقات شما را اذیت کردم و یا نافرمانی از شما کردم مرا ببخشید که همین بخشش شماست که مرا شاد می کند ، پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم شادی شما باعث شادی روح من می شود و در آخره بخشش شما باعث می شود که خداوند گناهانم را بریزد .
اگر من توفیق شهادت پیدا کردم مردم بدانند که من این راه را کورکورانه انتخاب نکرده ام . این راه را با بینش اسلامی انتخاب کرده ام .
والسلام
پاسدار وظیفه
محمد زارع (ولی)



جای خالی ت عمو، هنوز احساس می شود، هنوز به یادت هستم. همه رفتن، پدر و مادرت.
جای همه تون خوبه؟!