حسن دهقان

حسن دهقان 150x150 شهيد حسن دهقانبسم رب الشهداء و الصدقین

شهید: حسن دهقان

فرزند : علی

عضو : ارتش جمهوری اسلامی ایران

تاریخ تولد :۱۳۳۸

محل تولد : روستای شهید آباد

تاریخ شهادت : ۲۱/۸/۱۳۶۹

محل شهادت  : جاده مریوان کردستان

عملیات :  ـــــــ

محل دفن : گلزار شهدای امامزاده اسحاق ـ خرامه

شهیدان حماسه سازان جاودانه تاریخ هستند و چه زیبا سرودند حماسه عشق را و عاشقانه به وصال محبوب رسیدند .و در او فنا شدند و برای همیشه تاریخ جاوید گشتند .

شهید حسن دهقان نیز یکی دیگر از حماسه سازان جاودانه تاریخ گشت ، او در سال ۱۳۳۸ در روستای محمود آباد کربال دیده به جهان گشود ، بعد از سپری نمودن دوران کودکی وارد مدرسه شد و دوره ابتدایی را در روستای خود گذراند ، سپس جهت ادامه تحصیل به خرامه رفت و تا سال دوم دبیرستان تحصیل نمود سپس ترک تحصیل کرد و پس از مدتی وارد ارتش شد و به استخدام ارتش درآمد . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ازدواج کرد که حاصل ازدواجش یک دختر و سه پسر می باشد استوار یکم شهید حسن دهقان با شروع جنگ وظیفه خود دانست که برای خدمت به کشور راهی جبهه شود ، بنابراین با توجه به این که او یک ارتشی بود دائما در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور فعال داشت تا این که در تاریخ ۲۱/۸/۱۳۶۹ در جاده مریوان در هنگام ادای ماموریت ، با واژگون شدن خودرو به درجه رفیع شهادت نائل آمدند و به وصال دوست رسیدند .

خصوصیات شهید استوار یکم شهید حسن دهقان :

از نظر اخلاقی ، دائما بادوست و قوم واهل محل با خنده روبرو می شد و هیچ موقع فکر جمع آوری مال دنیا نبود در موقع مرخصی به دیدار خویشاوندان می رفت با شروع دوره راهنمایی نماز و روزه و دیگر عبادات را انجام می داد و در مورد جبهه می گفت : ما باید در جنگ پیروز شویم و با سربلندی برگردیم .

از طرف خانواده و پدر شهید

تابستان ۱۳۷۸

و این گونه برای ما بازماندگان وصیت می کند :

بسم رب شهدا و الصدیقین

اینک که بار سفر بسته و راهی دیار عشقم کوله باری از اعمال زشت و زیبای خود را پرورش دادم و امیدم این است که بتوانم از این کوله بار سنگین زاد و توشه ای هر چند مختصر برای این سفر پر فراز و نشیب بیندوزم و در پایان این راه طولانی از خداوند خواستارم به یاران محبوب و درگاه ابدیت بپیوندم چرا که می گویند : شهید سعید است و شهادت سعادت عزیزانم مدت زمانی است که در دل خود ندایی احساس می کنم صدایی که مرا به سوی ابدیت می خواند احساس می کنم چند صباحی بیش مهمان شما نخواهم بود و همین روزها باید توشه آخرت را بر دوش گیرم و راهی منزل جاوید شوم جایی که می گویند آرامگاه عاشقان است و کوی دلدادگان حق از شما خواهش می کنم مرا حلال کنید مادر و پدر مهربانم می دانم که من کوچکتر از آنم که حرفی برای شما داشته باشم اما خواهش می کنم احساس سرور و سربلندی کنید از این که در کشوری زندگی می کنید که رهبری چون خمینی دارد و حکومتی چون اسلام .

مادر از زمانی که امام فرمان جنک را صادر کرد دیدم پدری شایسته . . . مرا راهی جبهه های حق علیه باطل کرد . من چگونه می توانستم سخاوت را نیاموزم در حالی که بزرگترین اسوه سخاوت را می دیدم پدر جان به یاد دارم زمانی که از شما خواستم به من بگویید که اگر در این راه به شهادت برسم چه خواهید کرد و شما فرمودید با وجودی که پاره تنم را از دست میدهم اما مفتخرم از این که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود دارد که جان خود را فدای این ناموس می کنند من به امت اسلام تبریک می گویم که چنین فرزندانی دارد که با مرگ خود شمع اسلام را فروزان نگه می دارند و من به خود می بالم از این که در دستان چنین رادمردی پرورش یافته ام . . . شما فرزندانم بی گمان شما سال ها بعد از این دست نوشته ها خواهید ماند به شما تبریک می گویم که در جامعه ای زندگی می کنید که روح پاک معنویت در آن جای گرفته پسران عزیزم از شما می خواهم که پیرو خط رهبری باشید. . . دخترم بی گمان میدانی که شما زن ها میراث دار پاکی مریم و نجابت زهرایید عزیزانم از شما درخواست می کنم در مرگ من سیاه مپوشید و اشک ماتم نریزید زیرا اشک تنها شایسته ( هنگام) دعاست و التیام بخش روح نابسامان و مرحمی است بر گناهان هنگامی که سر به سجده می گذارید.

 بنده گوش به فرمان حق حسن دهقان